X
تبلیغات
روانشناسي، روان شناسي
روانشناسي، روان شناسي
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .. بخشیدن .. و فراموش کردن .. پس.. بخند .. ببخش .. و فراموش كن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

            طب سنتي (خوراك وطبيعت بدن):

فلاسفه قديم معتقد بودند كه تعادل مطلق در بين اخلاط چهارگانه وجود ندارد.پس انسان كاملا سالم وجود ندارد وهر كسي به نوعي گرفتار غلبه يكي از اخلاط است.پس هر شخص داراي مزاج معين ومربوط به خود است كه با مزاج فرد ديگري تفاوت دارد.از جمله ممكن است كه صفراوي مزاج (گرم وحشك)،دموي مزاج(گرم وتر)،بلغمي مزاج(سرد وتر) يا سوداوي مزاج(سرد وخشك)باشد.بدن انسان در مراحل مختلف زندگي ودرمحيط هاي عادت كرده به آن داراي مزاجي است كه با تغيير سن يا محيط زندگي دستخوش دگرگوني مي شود وار اعتدال خارج مي گردد.ابن سينا در كتاب قانون مي گويد: محيط زندگي نوعي اعتدال مزاج در شخص كه از ابتدا در آن محيط بوده است را به وجود مي آورد.اگر شخص مورد نظر از محيطي به محيط ديگر نقل مكان كند مزاجش دستخوش تغيير مي گردد واحتمال بيمارشدنش وجود دارد.بنا به همين اصل اصطلاح آب به آب شدن در بين مردم رايج است.در عقايد طب سنتي  مردم سرزمين هاي شمالي نسبت به سرزمين هاي جنوبي مزاج تر ومردم سرزمين جنوبي خشك مزاج هستند.ابن سينا گفته است عمر آدمي در مراحل مختلف داراي مزاج معيني است كه در هر مرحله نسبت به مرحله قبل وبعد تفاوت مي كندومعمولا اشخاص در سنين پايين داراي مزاج گرم هستند وهر چه سنشان بالاتر رود مزاجشان رو به سردي خواهد رفت.ودر نتيجه دارو وغذاهايي كه در سنين جواني اعتدال مزاج را بوجود مي آورد در سن كهولت بدن را از اعتدال خارج مي كند.

قدماي طب قديم مزاج عمر را به صورت زير دسته بندي كرده اند:

الف- تن خردسالان وجوانان داراي حرارت معتدل وتن پيران سرد است ليكن تن خردسالان از حد اعتدال مرطوب تر است.

ب- در خردسالان مزاج هوايي وآب بيشتر است ودر پيران مزاج خاكي افزونتر است.

ج- اعتدال مزاج جوانان بيشتر از خردسالان است ولي جوانان در مقايسه با خردسالان خشك مزاج ترو در مقايسه با پيران تر وگرم مزاج ترند.

به طور كلي مي توان گفت هر چه سن پايين تر باشد مزاج آن بيشتر گرم وتر است وهر چه به كهولت وپيري نزديك تر مي شود مزاج به سردي وخشكي مي گرايد.

ابن سنا در مورد مزاج اندام هاي بدن مي گويد: هر عضو از بدن داراي اعتدال مزاج خاصي مي باشد كه با مزاج ساير اندام ها متفاوت است .مثلا مزاج استخوان وقتي معتدل مي باشد كه خشكي آن بيشتر باشد واعتدال مزاج مغز در حالتي است كه رطوبت آن زيادتر باشد. واعتدال قلب در شرايطي است كه از حرارت بهره برده باشد وعصب موقعي در اعتدال است كه از سردي نصيب برده باشد.

"غلبه اخلاط"

 خون به عنوان روان ترين ماده بدن هميشه داراي مقدار معيني از سه خلط ديگر مي باشد كه از معده (محل توليد بلغم)واز جگر(محل توليد صفرا وسودا)به همراه دارد.اگر هر خلط به مقداري كه بايد در هر عضو بدن به مصرف برسد مصرف نشود وبا خون به اعضا ديگر كه نيازي به آن ها ندارد وارد شود آن عضو ودر نهايت همه بدن از اعتدال طبيعي خارج مي شود ودر اصطلاح غلبه خلط رخ مي نمايد.ساده ترين راه شناخت غلبه خلط را در طعم دهان به هنگام بيدار شدن از خواب هنگام صبح دانسته اند.طعم تلخ دهان نشان غلبه صفرا، طعم شيرين دهان نشانه غلبه خون وطعم شور دهان نشانه  غلبه سودا مي باشد.غيراز اين نشانه ها علايم ديگري نيز در سطح بدن وپوست و...ظاهر مي شود وحتي از نظر روحي  ورواني نيز غلبه اخلاط سبب ايجاد شخصيت افراد مي شود.

غلبه سودا: چنان چه سودا بر شخص غالب شود آثار ونشانه هاي ظاهري آن را تيرگي پوست وخشكي آن،بدبوئي دهان، تيرگي رنگ ادرار، مدفوع وقي، خستگي وافسردگي بدن، يبوست مزاج و... دانسته اند.شخص مبتلا به غلبه سودا را سود اوي مزاج مي گويند وچنين شخصي خيالاتي، وسواسي، درون گرا وگوشه گير است.

غلبه بلغم: وقتي بلغم غلبه كند نشانه هاي آن عبارتند از:سفيدي بدن، سردي ونرمي پوست، ترشح بيش از حد بزاق، احساس بي حسي در تمام اندام ها، درد در معده، پشت كمر، گردن وپا، آهسته زدن نبض ونامرتب بودن آن،.افراد بلغمي مزاج داراي شخصيتي سازگار، مطيع وخون سرد مي باشند.

غلبه خون: وقتي خون در بدن غلبه كند نشانه هاي ظاهري آن چنين است: سرخي رنگ پوست، سرخي زبان، خارش در پوست، بروز دمل ها وجوش هاي ريز در دهان وبدن، روان شدن بي دليل خون از بيني ولثه(زمان شستن دندان) ومقعد، لزج بودن آب دهان، احساس سنگيني سر، چرت زدن واحساس خواب داشتن وخميازه هاي پي در پي كشيدن، كندي حواس ،خستگي بي دليل، احساس شيريني غير عادي در دهان، از نشانه هاي غلبه خون مي باشدافراد دموي مزاج داراي خصوصياتي چون خوش خويي، زنده دلي، در طلب بهترين بودن وداراي اعتماد به نفس مي باشند.

غلبه صفرا:چنان چه صفرا غلبه كند نشانه هاي ظاهري آن عبارتند از:تركيدن كف دست وپا، زردي صورت، زردي سفيدي چشم، زردي وكدورت در ادرار ومرمور شدن پوست بدن.از علايم داخلي غلبه صفرا بر بدن مي توان احساس تشنگي مفرط ،كم اشتهايي، احساس درد در معده، تندي در حركات تنفسي، احساس خشكي بيني، احساس درد در شقيقه را نام برد.شخص مبتلا به غلبه صفرا شخصي عصبي وتند مزاج است واصطلاحا او را صفر اوي مزاج  يا آتشين مزاج مي گويند.

"علاج غلبه اخلاط"

فلاسفه قديم در طول زمان هاي مختلف با آزمايش هاي مكرر نسبت به مزاج اخلاط وتاثيري كه غذا يا دارو برآنها دارد متوجه شده اند كه غذا ها يا داروهاي خاصي براي دفع غلبه هر يك از اخلاط وايجاد تعادل در آنها مناسب است.در طب قديم براي ايجاد تعادل در اخلاط غذا يا داروهايي تجوبز مي شدكه مزاجشان ضد مزاج خلط غلبه كرده باشد.اين نوع درمان را علاج به ضد مي گويند.اكنون به اين نوع داروهايي كه براي هر يك از بيماريهاي فوق در نظر گرفته شده اشاره مي شود.

گياهان مناسب در درمان غلبه سودا: لعاب اسفرزده ،عرق بيدمشك، تخم خيار، دانه قدومه، خاكشير، دم كرده تخم كاهو، كاهو وسكنجبين، صندل سرخ وسفيد كه در گلاب حل شده باشد، عرق تمشك وعرق بهار نارنج، ناخنك ،ترنجبين وهر غذا يا دارويي كه اثر مسهلي دفع سودا را داشته باشد، مفيد واقع مي شود.

گياهان مناسب در درمان غلبه بلغم: براي درمان بلغم كه سرد وتر است خوردن زيره سبز،دم كرده تخم شويد، شنبليله، ريشه شيرين بيان، ريشه جعفري تازه، جوشانده مرز نجوش، آويشن شيرازي، ريحان، سياه دانه، عسل، خرما، باديان، روغن زيتون ومسهل هاي دفع كننده بلغم وهر چه داراي مزاج گرم وخشك است توصيه شده است.

گياهان مناسب در درمان غلبه خون: اگر خون غلبه كند چون داراي مزاجي گرم وتر است، بايد داروهايي با مزاج سرد وخشك داده شود مانند آب زرشك، آب هندوانه، دم كرده برگ زيتون، مغر خيار وآب انار ترش، سركه وخرفه.گرفتن خون (حجامت، فصد و...) نيز توصيه شده است.

گياهان مناسب در درمان غلبه صفرا: چون صفرا داراي طبيعت گرم وخشك است بايد غذاهايي با مزاج سزد وتر داده شود مانندآب كاسني وتخم آن، آب پرتغال، آب غوره، فلوس، ليمو عماني گل سرخ، تخم كاهو، عناب ،آلو ،گشنيز، اسفناج ،هندوانه ،آش جو وآلبالو.


موضوعات مرتبط: انواع مزاجها
[ شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ] [ 0:1 ] [ جعفر بهادري ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
امکانات وب
User

آمارگیر حرفه ای سایت