X
تبلیغات
روانشناسي، روان شناسي
روانشناسي، روان شناسي
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .. بخشیدن .. و فراموش کردن .. پس.. بخند .. ببخش .. و فراموش كن 
قالب وبلاگ
نويسندگان
                    چگونه استرس كاری را کم کنیم؟

در اوضاع سخت اقتصادی، كنار ‌آمدن با مشكلات شغلی بیش از حد، سخت به‌نظر می‌رسد‌.استرسی كه ما همراه خود به محل كار می‌بریم و حتی استرسی كه در محل كار منتظر ما است، طغیان می‌كند و بدین‌ترتیب كاركنان‌، مدیران و كارگران همه و همه فشار مضاعفی را تجربه خواهند كرد.

با اینکه وجود كمی استرس در زندگی روزانه عادی است، ولی استرس زیاد، سطح بهره‌وری را كاهش داده و از لحاظ جسمی و روانی صدماتی به همراه دارد، پس یافتن راهكارهایی برای مقابله با آن بسیار حائز اهمیت است. خوشبختانه راه‌های زیادی برای كاهش استرس وجود دارد كه مقاله زیر به بررسی برخی از آنها می‌پردازد.برای كارگران در هر نقطه از جهان، وجود اقتصاد مریض و نابسامان، مساوی است با نگرانی‌های فكری و روانی این قشر. با توجه به اینكه استرس‌های كاری در شرایط بحران اقتصادی، رشد افزونی دارد، بسیار مهم است كه راه‌های جدید و معقول‌تری را برای كنار آمدن با این شرایط تجربه كنیم.

توانایی كنترل استرس در محیط كاری می‌تواند طعم موفقیت را در زمان ناامیدی و شكست به ما بچشاند. می‌دانید كه احساسات افراد به راحتی به دیگران منتقل می شود، بنابراین استرس می‌تواند بر كیفیت ارتباط شما با دیگران تاثیر بگذارد‌. راهكارهای مثبت و مناسب برای مقابله با استرس به معنای تاثیر‌گذاری مثبت بر محیط اطراف خود و تاثیر‌پذیری كمتر از شرایط یاس و ناامیدی است.

علائم و نشانه‌های استرس:

- احساس اضطراب، تحریك‌پذیری و یا افسردگی

- بی‌علاقگی و از دست‌دادن تعلقات شغلی

- كاهش تمركز

- ناراحتی‌های شكمی

- كاهش میل ‌جنسی

- بی‌قراری در هنگام خواب

- خستگی مفرط حین كار

- پرش عضلات و یا سردرد

- گوشه‌گیری از اجتماع

- استفاده مداوم از داروهای محرك روان

علائم استرس مضاعف:

هنگامی‌كه افراد احساس درماندگی می‌كنند، اعتماد به نفس خود را از دست داده و تحریك‌پذیر و گوشه‌گیر می‌شوند، بهره‌وری و اثربخشی شان كاهش یافته، در نتیجه پاداش و مزایای آنان نیز كاهش می‌یابد‌.اگر علائم استرس، ناخودآگاه افزایش یابد می‌تواند به مشكلات بزرگی ختم شود‌. جدا از تاثیر منفی استرس بر رضایت شغلی و اجرایی كار‌، استرس مزمن و یا حاد، مطمئنا بر سلامت جسمی و روحی شما تاثیر منفی خواهد گذاشت.

شما می‌توانید با استفاده از روش‌های زیر، استرس شغلی خود را كاهش دهید:

 با خودتان مهربان باشید:

هنگامی كه استرس كاری باعث تداخل در بازدهی كارتان می‌شود، با خودتان مهربان‌تر باشید و سكان زندگی را در دست بگیرید‌. حالا نوبت شماست كه وارد عمل شده و آستین‌ها را بالا بزنید‌، به سلامت خود توجه كنید و نیازهای روحی و جسمی خود را در حد توان برآورده ‌كنید‌. مطمئنا هر چقدر احساس بهتری داشته باشیم، نسبت به استرس و نتایج مخرب آن مقاوم‌تر و انعطاف‌پذیر‌تر خواهیم شد‌.

در واقع لازم نیست تغییرات عمده‌ای در زندگی‌تان به‌وجود آورید، حتی تغییرات كوچك نیز می‌تواند در بهبود شرایط روحی شما تاثیر بالقوه ای داشته باشد‌. اگر همین حالا شروع كنید، متوجه خواهید شد كه به مرور زمان با در نظر گرفتن نكات مثبت زندگی، تغییرات قابل توجهی در زندگی‌ و محیط كاری و محیط خانه ی شما پدید خواهد آمد.

جنب و جوش داشته باشید‌:

انجام ورزش های هوازی مثل پیاده روی، یك روش درمانی مؤثر برای کاهش ‌استرس، افزایش انرژی، افزایش هوشیاری  و بالاخره تنش‌زدایی از فكر و جسم است. حتی می‌توانید برای آرامش خاطر بیشتر، هر روز به‌مدت چند دقیقه به صدای آب گوش دهید. ورزش را می‌توانید طی 2 یا 3 نوبت در روز انجام دهید.

وعده‌های غذایی مناسب را انتخاب كنید:

کاهش حجم غذا همراه با افزایش تعداد وعده‌های غذایی در طی روز می‌تواند سطح قند خون بدن‌تان را در حد مطلوبی نگاه دارد‌. قند خون پایین، باعث تحریك‌پذیری و اضطراب می‌شود و از طرف دیگر پُرخوری بیش از حد، شما را سست و بی‌حال می‌كند‌.

سیــگار را كنـار بگذارید:

كشیدن سیگار حین اضطراب و استرس اگرچه ممكن است احساس آرامش را به فرد تلقین كند، اما در حقیقت، نیكوتین موجود در سیگار یك ماده مخدر محرك است كه خود افزایش دهنده ی استرس است، نه كاهش‌دهنده آن.

به قدر كافی بخوابید‌:

استرس و نگرانی، بی خوابی را به‌همراه دارد و بی‌خوابی شما را مستعد استرس بیشتر‌می‌كند‌. اگرچه هنگام عدم ‌وجود خواب كافی در شبانه روز، بدن با شرایط موجود تطابق نسبی می‌یابد‌، ولی نباید فواید داشتن خوابی ارام وکافی را در حفظ تعادل روحی و روانی انكار كرد.


موضوعات مرتبط: استرس (5)
[ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ] [ 20:49 ] [ جعفر بهادري ]
                            هفت پنجره رو به عشق

زندگی زناشویی رابطه ای در نوع خود منحصر به فرد است که در عین روزمرگی دارای غلق ها و تسهیل کننده هایی خاص است و برای موفقیت و استحکام آن نیاز است تا این تسهیل گر ها را بشناسیم و به کار ببریم. که در زیر هفت نکته از این نکات را یادآور می شویم.

۱- اساس یک ارتباط سالم و با نشاط «مثبت فکر کردن» است. در زندگى شخصى، خانوادگى و زناشویى همواره سعى کنید به مثبت ها، موهبت ها و نعمت هایى که در اختیار دارید بیندیشید. نه به آن امورى که در اختیار ندارید.

۲- گذشت و عفو عنصر اصلى استمرار و استحکام پیوند زناشویى از سوى هر یک از زوج هاست. لذا از خطاهاى یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.

۳- تشویق و ابراز تشکر از رفتارهاى مطلوب همسر، تأثیر به سزایى در تکرار و استمرار آن رفتارها دارد و انگیزه تکرار آن رفتارهاى مطلوب را بیشتر مى کند.

۴- سعى کنید مورد یا موارد سوء تفاهم یا مسائل مورد اختلاف را هرچه زودتر و هرچه صریح تر مطرح کنید و به حل و فصل آنها بپردازید. از پیش داورى، تعمیم هاى نادرست و غیر منطقى و شکل گیرى افکار منفى پرهیز کنید.

۵- زن و شوهر باید هرچه بیشتر با یکدیگر ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنند و سوء تفاهمات و سوء ارتباطات را هرچه زودتر شناسایى، رفع و اصلاح کنند.

۶- لازمه ایجاد و حفظ روابط زناشویى سالم، این است که طرفین براى خصوصیات، علاقمندى ها و نیازهاى یکدیگر ارزش قائل شوند. از این رو سعى کنید به نیازها و خواست هاى همسرتان توجه کنید و حساسیت نشان دهید و بى تفاوت نباشید.

۷- وقتى در زندگى زناشویى، اختلاف نظر یا سوء تفاهمى بروز مى کند، به جاى سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر نادرست، به شناسایى مسأله و علت یابى و سرانجام راه یابى آن بپردازید.


موضوعات مرتبط: روانشناسی عشق(11)
[ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ] [ 20:48 ] [ جعفر بهادري ]
                                12 نکته براي نجات زندگي مشترک

                            روش هاي رسيدن به شادي و آرامش در زندگي مشترک

اگر مي خواهيد يک زندگي شاد و پر از عشق را در طول زندگي خود تجربه کنيد ، از هيچ تلاشي براي رسيدن به آن کوتاهي نکنيد. هر لحظه از زندگي تان را با عشق و صميميت سپري کنيد. تنها در اين صورت است که مي توانيد از يک زندگي شاد و ايده آل برخوردار شويد و به همراه فرزندان تان به سمت تکامل و موفقيت گام برداريد. حال براي داشتن يک زندگي گرم و صميمي به اين توصيه ها توجه کنيد:

1- وفادار باشيد.

يکي از پايه هاي مهم زندگي مشترک داشتن "تعهد و ايمان" است. وقتي زن و شوهر نسبت به زندگي خود تعهد نداشته باشند خيلي زود نسبت به يکديگر بي تفاوت شده و زندگي شان رو به فروپاشي مي رود. معتقد بودن و ايمان داشتن باعث نزديکي بيشتر زن و شوهر شده و احتمال خطا و لغزش را نيز در آن ها کاهش مي دهد.

2- با يکديگر دعا کنيد.

مطمئن باشيد اگر هر شب قبل از خوابيدن براي داشتن يک زندگي شاد و آرام دست به دعا برداريد ، به زودي انعکاس آن را در زندگي خود شاهد خواهيد بود. ارتباط برقرار کردن به طرق مختلفي مانند صحبت کردن، لبخند زدن، شوخي کردن و... صورت مي گيرد. شما مي توانيد با گوش دادن به صحبت هاي همسرتان او را آرام کنيد و حتي با پذيرفتن اشتباه خود و گفتن جمله "ببخشيد" بار ديگر عشق را به زندگي تان هديه بدهيد. بنابراين براي محکم کردن روابط خود بايد تلاش کرده و زحمت بکشيد.

3- کتاب ها و مقالاتي در اين زمينه مطالعه کنيد.

ساعتي از روز را به اين اختصاص دهيد که با يکديگر کتابهاي مفيدي در ارتباط با بهبود زندگي مشترک مطالعه کنيد. اين کار را در يک مکان آرام و راحت انجام دهيد و نقطه نظرات خود را در مورد آن بدهيد. اگر داراي فرزند هستيد کتاب هايي در مورد آن تهيه کرده و با هم بخوانيد. اين کار را در برنامه روزانه خود بگنجانيد تا شاهد اثرات مثبت آن در زندگي تان باشيد. 

4- مغرور نباشيد.

تکبر و غرور يکي از بدترين رفتارهايي است که در زندگي مشترک به چشم مي خورد. تنها نيازهاي خود را نبينيد. نيازهاي همسرتان را نيز درک کرده و تا حد امکان آن ها را برآورده کنيد. اغلب جدايي ها، ابتدا با غرور و خودشيفتگي آغاز مي شود. در دادن عشق و محبت بخشنده باشيد و آن را از طرف مقابل دريغ نورزيد. شما بايد مانند يک روح در دو بدن باشيد و براي پيشرفت و تکامل روحي همسرتان نيز تلاش کنيد. آيا به راستي مي توان با کبر و غرور به يک زندگي شاد و آرام دست يافت؟!

5- تنها از کلمات محبت آميز استفاده کنيد.

در هنگام شادي و آرامش همه ما مي توانيم بسيار خوب و منطقي صحبت کنيم و طرف مقابل خود را به طور کامل جذب کنيم. ولي آيا قادريم همين رفتار را در مواقع تنش و عصبانيت نيز انجام دهيم؟ در اين گونه موارد براي چند لحظه از محيط دور شويد و کمي بر اعصاب خود مسلط شويد تا به آرامش بيشتري بر احساسات منفي خود غلبه کرده و بتوانيد جو را گرم تر و صميمي تر کنيد. هيچ گاه با طعنه و کنايه همسرتان را مورد سرزنش قرار ندهيد ، زيرا با اين کار فقط فاصله را بين خودتان بيشتر کرده ايد. 

۶- از يکديگر تشکر و قدرداني کنيد.

تشکر و قدرداني از طرف مقابل ، کيفيت زندگي را بالا برده و بهبود مي بخشد. يقين داشته باشيد در تمام ازدواج هاي موفق، زن و شوهر اين نکته مهم را در زندگي خود رعايت مي کنند. تشکر و سپاسگزاري بسيار راحت و آسان است ولي نياز به تمرين دارد. سعي کنيد براي تمام کارهاي کوچک و بزرگ روزانه همسرتان از او تشکر کنيد. اين عمل، احساس خوبي را در او ايجاد کرده و او را بيشتر به کمک و همکاري با شما تشويق مي کند. 

7- به يکديگر هديه دهيد.

هر چند وقت يک بار به همسرتان هديه دهيد. نياز نيست اين هديه بسيار گران قيمت باشد. مهم اين است که شما به او نشان دهيد او را دوست داريد و براي او ارزش قايل هستيد. حتي گاه اوقات مي توانيد با يادداشتي محبت آميز او را شيفته محبت خود کنيد. در اين زمينه مي توانيد خلاق باشيد و او را همواره خوشحال کنيد.

8- براي زندگي تان، خود تصميم بگيريد.

خوشبخت بودن و يا نبودن، دست خود ماست. ما مي توانيم انتخاب کنيم شاد باشيم يا غمگين، عصباني و يا آرام. پس اين خود ما هستيم که بر مي گزينيم يک زندگي عاشقانه داشته باشيم و يا يک زندگي پر از تنش و اضطراب! اين حق همه ماست که از يک زندگي موفق و شاد برخوردار باشيم. بنابراين بياييد ديدتان را نسبت به زندگي تغيير دهيد و خود بهترين ها را براي زندگي تان برگزينيد. 

9- در مواقع سختي، آرامش خود را حفظ کنيد.

همه ما بايد ياد بگيريم در مواقع سختي و مواجه با مشکلات چگونه آرامش خود را حفظ کنيم. براي اين کار بايد نقاط ضعف خود را شناسايي کرده و روي آن ها کار کنيم. شايد براي غلبه بر اين مشکل نياز باشد مدت زيادي وقت صرف کنيم و حتي از متخصصان در اين امر کمک بگيريم. به هر حال بايد هر کاري از دست تان بر مي آيد انجام دهيد تا نقاط ضعف خود را از بين برده و بتوانيم راحت تر با مسايل و مشکلات روبه رو شويم.  

10- با يکديگر قرار ملاقات بگذاريد.

گاهي اوقات با هم بيرون از منزل قرار بگذاريد و کارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد. با اين عمل شما به تدريج به يکديگر نزديک شده و به طور ناخودآگاه به آرامش بيشتري دست مي يابيد. خاطراتي که در ذهن شما شکل مي گيرد هرگز از بين نمي رود و روابط شما را هر چه بيشتر مستحکم تر خواهد کرد.

11- براي داشتن يک زندگي خوب تمرين کنيد.

براي داشتن يک زندگي خوب و سالم مانند هر کار ديگري نياز به تمرين و پشتکار داريد. به عنوان مثال کسي که با وزنه کار مي کند تا بدني قوي و ورزيده داشته باشد حداقل هفته اي 3 روز کار مي کند و همواره تصويري روشن از يک فرد قوي و خوش هيکل در ذهن مي پروراند. و همين تصور، انگيزه اش را براي ادامه کار دو چندان خواهد کرد. شما نيز براي داشتن يک زندگي ايده آل نبايد دست روي دست بگذاريد بايد تلاش کنيد و براي رسيدن به آن وقت صرف کنيد. 

12- به يکديگر عشق بورزيد.

عشق و احترام لازم و ملزوم يک زندگي مشترک هستند و طرفين بايد اين دو را در زندگي خود رعايت کنند. اگر نسبت به کسي عشق نداشته باشيد، هرگز نمي توانيد به او احترام بگذاريد و اگر به کسي احترام نگذاريد نمي توانيد ادعا کنيد او را دوست داريد. پس با احترام گذاشتن به همسرتان، عشق را به او هديه دهيد.

بنابراين از همين لظحه به بعد ، ديدتان را مثبت کرده و در تمام لحظات زندگي، غم و شادي، استرس و آرامش در کنار همسرتان باشيد و پشت به پشت او مشکلات را حل کنيد و به سمت يک زندگي ايده آل گام برداريد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی عشق(11)
[ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ] [ 22:58 ] [ جعفر بهادري ]
                                عشق آبي

ما در اينجا تعدادي روش مفيد را براي تقويت و بهبود روابط ميان همسران پيشنهاد مي كنيم . البته بايد دانست كه حتماً نبايد همه آنهارا با هم و در يك زمان بكار برد.  شما مي توانيد با توجه به ويژگيهاي خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم بكار بريد:

۱ـ تحسين کنيد:  رفتارهاي مثبت همسرتان را تحسين كنيد و او را به انجام هر چه بيشتر آن رفتارها ترغيب نماييد. به او بگوييد كه چقدر به وجودش افتخار مي كنيد و دوست داريد همواره در كنارش باشيد.

۲ـ سخنش را قطع نکنيد: وقتي همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هيچ وجه حرفش را قطع نكنيد. صبر كنيد تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بيان كنيد.

 ۳ـ او را اسير نکنيد: همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسير خود نسازيد. وقتي كاري از او مي خواهيد خودتان هم در عوض كاري برايش انجام دهيد. دقت كنيد كه اين كار حتماً نبايد مسئله مهمي باشد. شما هم مي توانيد با انجام كارهاي كوچك و به ظاهر كم اهميت و حرفهايي محبت آميز او را شاد كنيد و خستگي را از تنش بيرون آوريد.

۴ـ علاقه او را در نظر بگيريد: خيلي از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصباني و ناراحت مي كنيم. سعي كنيد تا حد امكان از كارها و رفتارهايي كه سبب دلزدگي و ناراحتي همسرتان مي شود بپرهيزيد. حتماً اگر به آن كارها علاقه داريد به خاطر همسر و زندگي مشتركتان آنها را كنار بگذاريد.

۵ ـ مباحثه کنيد:  براي ايجاد صميميت بيشتر سعي كنيد با هم كتابي انتخاب كنيد و آن را به نوبت بخوانيد. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نماييد. اگر اهل كتاب نيستيد، مي توانيد به جاي آن با هم فيلمي را تماشا كنيد و بعد درباره اش حرف بزنيد.

6 ـ از محاسن يکديگر بگوييد: در مورد روزهاي اول آشناييتان و ويژگيهايي كه سبب شد نسبت به هم علاقه مند شويد گفتگو نماييد. ولي دقت كنيد كه اگر ويژگيهاي خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده ايد بهتر است در مورد آنها حرفي نزنيد. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ويژگيهاي ظاهري و فيزيكي نمي باشد. به جاي آن سعي كنيد آزادانه و صادقانه در مورد ويژگيهاي مثبت روحي و شخصيتي يكديگر گفتگو نماييد.

7 ـ زماني را با هم بگذرانيد: زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهيد. مثلاً يك بعدازظهر با هم به پاركي برويد كه هيچ كس حتي فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعي كنيد از اين با هم بودن لذت ببريد.

 8 ـ احترام بگذاريد: هيچ وقت احترام گذاردن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. (احترام به افكار، عقايد و ديدگاههاي همسرتان باعث مي شود او نيز چنين احساساتي را نسبت به شما پيدا كند ).

9- انتقاد نكنيد: البته راهنمايي و گوشزد كردن ايرادات طرف مقابل با انتقادات بي جا فرق مي كند. انتقاد مستقيم اغلب سبب رنجيدگي خاطر طرف مقابل مي شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتي كاملاً غير مستقيم به همسرمان بگوييم . چرا كه شرط اول زندگي مشترك پذيرفتن بدون قيد و شرط يكديگر است.

10- نسبت به هم اعتماد داشته باشيد:  در غير اين صورت عشق و علاقه واقعي ميانتان شكل نخواهد گرفت.

پس از گذشت چند سال در زندگي هاي زناشويي افراد دچار نوعي روزمرگيمي شوند. در چنين حالاتي فرد مثل يك قطار مسيري را دائم طي مي كند و ديگر هيچ چيز اين مسير برايش تازگي و جذابيت ندارد. متأسفانه با بروز چنين احساساتي افراد اغلب حس مي كنند كه ديگر چيز تازه اي براي هم ندارند و به بن بست رسيده اند. ولي بايد دانست كه در اين مواقع فقط زندگي زناشويي به نوعي به خواب رفته است و تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بيدارش كنيد. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمي فكر كنيد و بيانديشيد كه چه كاري مي توانيد بكنيد تا همسرتان زندگي بهتري داشته باشد. سعي كنيد در روز حداقل يك كار كه سبب رضايت او مي باشد انجام دهيد. رفته رفته اين كار به نوعي عادت تبديل مي شود و به اين ترتيب همواره همسر شما جزء اولين مسائلي مي شود كه ذهنتان را به خود مشغول مي سازد.

متأسفانه امروزه كانونهاي خانوادگي زيادي فقط و فقط به دليل همين مسئله عادي شدن روابط و رسيدن به نوعي روزمرگي از هم پاشيده مي شوند. زن و شوهر بايد قدر زندگي زناشويي خود را بدانند. بايد توجه كنيد كه زندگي قرار نيست هميشه بر وفق مراد شما باشد. روزهاي خوب و بد هميشه وجود دارند و اين حقيقت زندگي است. سعي كنيد همراه با هم روزهاي سخت زندگي را تحمل كنيد و همچون روزهاي شيرين، در سختيها نيز با هم باشيد. به خاطر داشته باشيد كه شما ازدواج كرده ايد كه يك تن شويد و همه چيزتان با هم مشترك شود. نه اينكه تبديل به رقبايي شويد كه همواره در حال حسادت و نيش و كنايه زدن به يكديگر مي باشند. همانطور كه از همسرتان توقع داريد بعضي از كارها را بكند يا نكند به او نيز اجازه دهيد همين توقع را از شما داشته باشد. ولي توقعات بي جا از همسرتان نداشته باشيد. زن و شوهر حتي مي توانند در ميان جمع بدون بيان كلمه اي با اشاره و طرز نگاه يكديگر را تشويق و حمايت كنند و به اين ترتيب به او بفهمانند كه عليرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست مي دارند و دركش مي كنند. هميشه و تحت هر شرايطي براي كمك به همسرتان آماده باشيد. مگر قرار نيست شما بهترين دوست او باشيد؟ پس توجه به او ونیازهایش و درك شرايط او را در اولويت كارهاي خود قرار دهيد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی همسران(13)
[ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ] [ 17:9 ] [ جعفر بهادري ]
                     چگونه فرد موفقی باشیم

به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق كساني هستند كه حقيقتاً خودشانند باطناً آزادند و وارسته . و اشخاص ناموفق و شكست خورده به اعتقاد روانشناسان كساني هستند كه حقيقتاً منكر خويشتن خويش هستند . شادي و نيروي حاصله از درستكاري و صداقت نسبت به خود را نپذيرفته اند .

حال براي آنكه از احساس عزت نفس  پايين كه مانع از موفقيت در زندگي است رهايي يابند و تحول بزرگ در زندگي خويش ايجاد كنند و از عزت نفس بالايي برخوردار گرديد به بيان روشهايي  براي افزايش عزت نفس در سه مرحله مي پردازيم . :

عدم ارزيابي خود با ديگران:

هرگز خود را با ديگران ارزيابي نكنيد چرا كه هر قدر هم شما بخواهيد ارزيابي شما منطقي نيست هر چيز قابل تصوري  راجع به خود كه بتواند مورد ارزيابي قرار گيرد خود آدمي ناميده ميشود خصوصيات شما ميتواند به دهها هزار شيوه مورد ارزيابي قرارگيرد .

براي مثال ديگران ميتوانند شما را به خصوصيات و ويژگيهاي خاص ارزشيابي نمايند كه مي تواند در زمينه هاي مختلف مثل هوش ،  ظاهر و توانائي هاي شما باشد كه اين ارزيابي را ميتوانند با كلمات «خوب و يا بد » انجام دهند .
*اصول عدم ارزيابي با ديگران :
" ارزيابي منطقي از خود
به دلايل  زير نميتوانيم ارزيابي منطقي از خودمان بكنيم :
ـ ما نمي توانيم خود يا افراد ديگر را با يك مشخصه به طور منطقي مورد قضاوت قرار دهيم .
ـ در خيلي از مواقع انتقادها براساس تعصبات است 
ـ  خصوصيات انساني بي همتا و تقريباً بي انتهاست .
ـ ميزان دقيقي براي اينكه چه كسي خوب و يا بد است وجود ندارد و كسي نمي تواند ادعا كند كه ميتواند خصوصيات خوب و يا بد را به طور كامل تشخيص دهد

*احساس ضعف و يا كاستي هاي بشر
واقعيت آن است كه ما انسانها داراي ضعف هايي هستيم ، به همين دليل به سادگي  نميتوانيم  آنچه را كه دوست داريم انجام دهيم مثلاً تعدادي از ما قوي هستيم ،  تعدادي در موسيقي مهارت داريم . عده اي آشپز ماهري هستيم و …

به هر حال اكثريت افراد نميتوانند در بيش از يك يا دو كار برجستگي و تبحر بسيار بالايي پيدا كنند .احساس شما در دستيابي به اهدافتان  بسيار مهم است بنابر اين با اندكي تغيير احساس و نوعي ديگر مسئله را بررسي كردن ، متوجه تغيير در افكار خويش و به دنبال  آن در رفتار خود خواهيد شد  و به اهداف منطقي خود خواهيد رسيد

*بي اطلاعي :
فقدان اطلاعات كافي نيز ميتواند عامل مؤثر براي موفقيت پايين باشد اگر ميخواهيد خود را براي اشتباهات نبخشيد بي اطلاعي دليل كاملاً قانع كننده اي است به هر صورت ، سرزنش  خود ،  عملي كاملاً مسخره  است .

البته اگر مايليد كه خود را سرزنش كنيد و اين كار را درست مي دانيد  خوب انجام دهيد  . اما به نظر روانشناسان هرگز براي بد انجام دادن كاري كه هيچگاه بهتر انجام دادنش را ياد نگرفته ايد بي ارزش تصور كردن خودتان معنايي ندارد و قابل تصور نيست

*آشفتگي :
آشفتگي خاطر و وضعيت زندگي خيلي از مواقع مانع  از موفقيت ميشود ، اصولاً وقتي  افراد بيشتر از خودشان متنفر شوند خطاي بيشتري را انجام ميدهند چون نسبت به خود احساس  بدي دارند ولي ميخواهند خود را بيشتر تنيبيه نمايند . لذا اعمال غلط ديگري را نيز مرتكب ميشوند .

آيا به نظر شما بهترين  روش اين است كه دوباره نادرست رفتار كنيد  ؟ اگر نظرتان اين است ( عجب راه حلي ) وقتي ما عصباني ، افسره ، ترسيده و يا حسد ورزي مي كنيم به سادگي نميتوانيم آدمي با كفايت و با عملكردي مناسب باشيم پس بهتر است موقع مشكلات ، در رفع آن بكوشيم و با احساس گناه ناراحتي و اعمال خود تخريبي ديگر ، خودمان را در مشكلات بيشتري غوطه ور نسازيم .

*خودتان را بپذيريد :
خود پذيري بهترين راه حل است بهترين كار كه مي توانيد براي صفات خوب و يا بد خود انجام دهيد اين است اگر ميتوانيد آنها را تغيير دهيد و يا اينكه در حال حاضر و يا براي هميشه آنها را بپذيريد . پس بهتر است از حالا خود و ديگران را همانطوريكه هستند بپذيريد و هيچگاه از خود و ديگران متنفر نباشيد و عشق ورزيتان نسبت به خود و ديگران متعادل باشد.  
اعتماد داشتن:
تا ميتوانيد اعتماد رفتارتان را  در زمينه هاي مختلف مثل  اعتماد دوستي  ، اعتماد فرهنگي و … بالا برده  و افزايش دهيد براي اين امر لازم است كه اصول انضباط رفتاري را نيز رعايت كنيد كه اين اصول عبارتند از :
۱ـ كار را به تأخير نياندازيد :
 سعي كنيد به نتايج بلند مدت و دير پا نسبت به منافع كوتاه مدت توجه بيشتري نماييد . اگر هميشه مسرت و خوشي فوري را بر لذت  به تأخيرافتاده ، مقدم داريد ، احتمال اينكه در پايان فردي مفلوك و بيچاره باشيد زياد است اين اصل از انضباط رفتاري از همه اصول ديگر معتبر است و رعايت آن ميتواند انجام بقيه اصول را آسانتر كند .
۲ـ صبر داشته باشيد و استمرار كارها را پيشه كنيد :
انجـــام واستمرار كارها براي مدت طولاني دومين تكنيك اساسي به سوي موفقيت است ريشه اين مشكل ، بي صبري و ناشكيبائي است يادگيري هر مهارتي ، مدت  زمان زيادي را مي طلبد و بايد براي هر كاري كه انجام ميدهيد به اندازه اي كه نياز دارد زمان بگذاريد .
۳ـ گامهاي كوچك و استوار امروز ، پايه گذار فرداي روشن :  كامل بودن هر كار، بستگي به اندازه آن كار آن دارد . معمولاً كارهاي كوچك در زماني كم ،  مطرح و به انجام ميرسند و كارهاي بزرگ در زماني دراز. پس بهتر است كارها را به اندازه هاي مورد نياز تجزيه و كوچك كنيد تا از انجام ندادنش پرهيز نمائيد زيرا تدريجي حركت كردن به سوي هدف باعث  كاهش تدريجي اضطراب و پريشاني است و آن سبب موفقيت در  كارها ميشود        .
۴ـ از تجربيات گذشته درس بگيريد :
تجزيه و تحليل و توضيح برخي از اعمال و نتيجه گيري آنها در كنار بررسي دقيق نقاط ضعف و قوت يك رفتار ،  در پيشرفت يك فرد نقش اساسي دارد و خيلي از مواقع سبب موفقيت ميشود .
۵ـ پاداش و تنبيه :
در قبال كارهاي درست به خود پاداش دهيد و در قبال كارهاي نادرست خود را جريمه كنيد . براي اينكه همان اندازه اي كه تقدير در انجام كارحائز اهميت است مواخذه براي انجام  نادرست كار نيز مهم است تحقيقات نشان  داده كه خود تقديري در قبال كارهاي درست ميتواند رفتار را نيرو مند سازد گفتار منفي آن را تضعيف ميكند و مانع از پيشرفت كارها ميشود .

برانگيختن احترام ديگران نسبت به خود :
براي آنكه احترام ديگران را نسبت به خود برانگيزيدبايد قاطعيت داشته باشيد . بدون مهارت  قاطعيت تقريباً غير ممكن است  كه بتوانيد احساسات مطمئن خود پذيري داشته باشيد بنابر اين يادگيري مهارت قاطعيت براي شما و هر فرد ديگري ضروي به نظر ميرسد كه عبارتند از :
۱ـ پرهيز از خشم :
اگر ميخواهيد كه در امر قاطعيت پيشرفت نمائيد از عصباني شدن و خشم پرهيز كنيد چون رفتار تؤام با سياست ،  تمايل افراد به تسليم در مقابل شما را افزايش ميدهد و يا بالعكس در صورت پرخاشگري و  داد و فرياد ، حس كينه توزي را افزايش ميدهد .
۲ـ پرهيز از احساس گناه
از احساس گناه و تقصير بشدت بپرهيزيد چون كه در احساس گناه فكر ميكنيد بي ارزش ، پست و افراد بي خاصيت و دوست نداشتني هستيد ، چون ناشايست عمل كرده ايد .  احساس گناه ميتواند سر منشأ بسياري از مشكلات رواني و شخصيتي باشد كه در موارد وخيم تر منجر به خودكشي و افسردگيهاي شديد ميشود بنابر اين بهتراست از احساس گناه و تقصير دوري كنيم .
۳ـ پرهيز از دلسوزي زياد
از دلسوزي و ترحم بي مورد و زياد براي ديگران بپرهيزيد نكته مهمي كه مردم آن را در نظر نمي گيرند   اين است كه توجه به مردم  و لطف كردن نسبت به‌ آنان و  رفتار خوبي  با آنها داشتن ،  كار خوبي است كه همه بر روي آن تأكيد دارند و ديگران را نسبت به اين كار تشويق ميكنند . اما توجه بيش از اندازه و  غير معقول مسئله  ديگري است كه بايد بررسي شود و از آن جلوگيري به عمل آيد  .
۴ـ نترسيدن از تأئيد نشدن :
از تأئيد نشدن ترس نداشته باشيد شايد بدون اغراق بايد گفت كه يگي از بزرگترين ترسهاي رايج در ميان عامه مردم ، ترس از تأئيد نشدن است همه ما ميخواهيم كه مورد تأئيد ديگران قرار بگيريم و آنها ما را بپذيرند كه البته امري مطلوب است اما اينكه فكر كنيد براي تأئيد گرفتن از آنها بايد هر كاري كه ميخواهند انجام دهيد و آنگونه ميخواهند تفكر و رفتاري كنيد فكري نادرست و نقض كامل قاطعيت و استقلال است .
بنابر اين با بكار بردن گامهاي ذكر شده  ، متيوانيد از احساس عزت نفس پايين رهايي يابيد و تحول  بزرگ در كار خويش ايجاد كنيد و از عزت نفس بالايي «سلامت رواني » برخوردارگرديد پس با داشتن عزت نفس بالا ميتوانيد بر اضطراب و افسردگي و ناراحتي هاي روحي خود غلبه كنيد و به طول كلي داراي شخصيت سالم و موفق  باشيد ،


موضوعات مرتبط: آسایش وآرامش(12)
[ دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ] [ 14:27 ] [ جعفر بهادري ]
             مراقب زبان خود باشید*(کلماتی که هرگز نباید به کودکان خود بگویید.)

۱- گذاشتن اسم روي بچه ها ” لال ” یا ” بچه بد “

اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و… بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.»

۲- طـــرد کـــردن بچه ها ” اي کاش به دنيا نمي آمدي ” يا ” هيچکس ترا دوست ندارد “

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد.

۳- منفــــي بافــي ” لياقت چيزي را نداري يا جات تو زندونه ”

بچه ها با کلمات و جمله هايي که به آنها مي گوييم، بزرگ مي شوند يک پژوهشگر با عده اي زنداني گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسيد که به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده که زنداني خواهند شد؟ با کمال تعجب دريافت که تقريباً با پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود. والدين بايد آينده خوبي را براي بچه ها ترسيم و پيش بيني کنند.

۴ - مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات ” تو دليل دعواي من و پدرت هستي “

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به اين معني است که او به دليل کاري که به ديگران انجام داده اند سرزنش مي شود بچه ها هدف آسان و در دسترس براي به گردن گرفتن تقصير ديگر اعضاي خانواده هستند. اگر بچه ها بايد ياد بگيرند که مسئوليت کارهايشان را به عهده بگيرند ما بايد نمونه اي از مسسوليت پذيري در برابر اشتباهات و ضعف هايمان باشيم. چه بايد گفت: اگر عصباني شديد به محض بدست آوردن خونسردي٬ از کودک معذرت بخوهيد و مثلاً بگوييد:« ببخشيد دعوات کردم امروز خسته بودم. »

۵- انتظارات نابجــا ” نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره ديگر چه شده است تو فقط بايد ۲۰ بگيري.”

پدر و مادراني که از فرزندان خود انتظارات بي جادارند آنها را مجبور مي کنند که بهترين بازيکن باشند يا در مدرسه نمره ۲۰ بگيرند. پيامي که پشت اين عمل پنهان شده اين است که تو در مدرسه به اندازه کافي خوب نيستي. داشتن انتظار بي جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بين مي برد. چه بايد گفت؟ با تاکيد به نکات مثبت بگوئيد: خيلي عالي است که نمره هاي ۲۰ زيادي در کارنامه ات داري اشکالي ندارد نمره ۱۷ گرفتي چون تو تمام سعي خود را کردي و هر انساني ممکن است اشتباه کند سعي کن اشتباهاتت در آينده کمتر شود لزومي ندارد هميشه و همه کس نمره ۲۰ بگيرند.

۶- مقـــايسه کـــردن ” چرا مثل پسرخاله ات نيستي ؟ وقتي به سن تو بروم، دو کيلومتر پياده به مدرسه مي رفتم. وقتي به کودک مي گوييد که رفتارش مثل خواهرش خوب نيست.

تخم حسادت و بددلي را بين فرزندان خود مي کاريد. بچه ها نبايد در خانواده و فاميل مقايسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بي ارزشي و بد بودن را خواهند داشت. حتي تعريف مثبتي هم مي تواند همين نتيجه را داشته باشد. وقتي مي گويد: « تو در بازي فوتبال از برادرت بهتري » همان احساس مقايسه و ناسازگاري را بين آنها به وجود مي آوريد. بهتر است بگوييد: تو در بازي فوتبال به اندازه برادرت هنگامي که به سن تو بود خوب هستي. از سال گذشته تا به حال در زبان پيشرفت کرده اي.

 ۷- شـــرم زدگـــي ” بايد از خودت خجالت بکشي. درست مانند يک بچه رفتار مي کني. نمي توانم باور کنم از اين گربه کوچک مي ترسي.”

هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس مي کند نقص دارد يا بي لياقت است. خجالت کشيدن بيشتر از اين که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراري او را تحقير مي کنند. خجالت زده کردن کودک موجب مي شود که او عوامل تحقيرش را پنهان کند. بهتر است بگوييد: گريه نکن٬ تو ديگر بزرگ شده اي. گربه آنقدرها هم ترسناک نيست.

۸ - تهديد کـــردن ” اگر نيايي مي روم و اينجا تنها مي ماني. اگر دوباره اين کار را انجام دهي، به پليس مي گويم ترا ببرد.”

تهديد گفتن جمله يا کلمه اغراق آميزي است که پدر و مادر به کار مي برند تا کودک را بترسانند مانند اين جملات: « اگر درست رفتار نکني تمام استخوانهايت را مي شکنم » تهديد موجب ترس در کودک مي شود و او احساس مي کند که در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي کند. تهديد به تنها گذاشتن کودک برايش بسيار دردناک و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي با پدر و مادرش نياز دارد. آنچه بايد گفت: به بچه ها بايد هشدار داد نه تهديد برخلاف تهديد٬ هشدار واقعي و معقول است. با گفتن جمله « اگر …. در نتيجه …» به او هشدار مي دهيد که نبايد به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزني، ديگر نبايد با او بازي کني.»


موضوعات مرتبط: روانشناسی کودک (12)
[ دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ] [ 14:23 ] [ جعفر بهادري ]

     اصول ساده ای که مردان در همسرداری باید رعایت کنند(درگوشی مشاور با مردان)

براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، مرد دربرابر همسر بايد اصولي را رعايت كند. شما آقاي محترم در صورتي كه اين اصول را رعايت كنيد ، همسر شما شيفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت . هرگز فراموش نكنيد يك  ” پر” را نمي توان با فشار و قدرت به جايي پرتاب كرد ولي همين”  پر”  را مي توان با با جريان ساد هوا به هر جايي فرستاد .

۱- در مقابل همسر(زن) خود گرفتاريهاي روزانه و حوادث تلخ زندگي را با اخم و حالت عبوس مطرح نكنيد.

۲- هديه، مهر و محبت را زياد مي‎كند، به مناسبتهاي مختلف براي همسر خود هديه ولو كوچك خريداري و با حالت شاد و خندان به او تقديم كنيد.

۳- چنانچه كم و كسري در خدمات خانه وجود دارد، با كمال محبت و خوشرويي تذكردهيد - اخم و خشونت زندگي زناشويي را به تبــاهي مي‎كشاند.

۴- در حضور همسر خود به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد.

۵- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر وساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه قبل از همسر خود اقدام كنيد.

۶- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خويشاوندانش جلوگيري نكنيد، ودر معاشرت و ديد و بازديد با بستگانش پيشقدم باشيد.

۷- با بستگان خود نزد همسر خود درگوشي و نجوا نكنيد.

۸- همسر خود را هيچ گاه به خصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقير نكنيد - توهين و بي احترامي به همسر، از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي‎كاهد.

۹- هيچ‎گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد - سعي كنيد من و تو در زندگي نباشد كلمه ما زندگي را گرم و لذتبخش مي‎كند.

۱۰- وقتي همسر شما عصباني است، او را با مهر و محبت آرام كنيد.

۱۱- با همسر خود هيچ گاه لجاجت و مشاجره نكنيد.

۱۲- براي گردش و ميهماني رفتن سعي كنيد همرا ه زن و فرزندان وقت بگذاريد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.

۱۳- امتيازات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي فاميل خود را در صورتي كه با همسر شما فاصله دارد مطرح نكنيد.

۱۴-كارهاي همسر خود را تحسين كنيد، تمجيد و ستايش زن كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.

۱۵- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.

۱۶- زحمات و هزينه‎هايي كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود مي‎كنيد هيچ گاه بر زبان نياوريد و بر او منت نگذاريد.

۱۷- همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنيد.

۱۸-در مقابل همسر خود شاد و خندان باشيد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی عشق(11)
[ جمعه بیستم شهریور 1388 ] [ 0:24 ] [ جعفر بهادري ]
               چگونه می توان در تمام مدت زندگی شاد بود ؟

بهترین راه برای شاد بودن این است که از خصوصیات افراد شاد پیروی کنید، یکی از راه های شاد بودن ، توجه به آدم های اطراف است چون ما ۹۰ درصد وقت مان در ارتباط با دیگران می گذرد و اگر مهارت ارتباط بادیگران و درک آنها را نداشته باشیم ، نمی توانیم شاد زندگی کنیم.

به همین سادگی ، شما باید سعی کنید افرادی را که با آن ها در تماس هستید کاملاً بشناسید ، به حرف آنها گوش کنید، به آن ها احترام بگذارید ، با صداقت با آن ها صحبت کنید ، تشویق شان کنید ، از آن ها حمایت کنید و درباره تفاوت ها و اختلاف نظرهایتان گفت وگوکنید . اما واقعیت این است که رعایت کردن این هفت عادت در تمام زندگی به همین آسانی ها هم که فکر می کنید نیست.

۱- مروری بر رفتار خودتان داشته باشید :

امروز صبح با افراد خانواده تان یا همکارانتان چه طور صحبت کردید ؟

آیا دقیقاً به حرف هایشان گوش دادید یا یک گوش تان در بود و آن یکی دروازه ؟

آیا آن ها را برای کاری که قرار بود امروز انجام دهند تشویق کردید ؟

آیا آن ها را حمایت کردید و به آن ها گفتید اگر به کمک احتیاج داشته باشند شما می توانید  کمکشان  کنید ؟

آیا سر میز صبحانه چهار دانگ حواستان به خوردن صبحانه و نوشیدن چای بود؟

۲- دیگران را درک کنید :

 زمانی را برای شنیدن صحبت های کسانی که با آن هازندگی می کنید ، در نظر بگیرید . چه افراد خانواده تان باشند یا هم اتاقی های خوابگاه دانشجویی . به هر حال شما با آن ها زندگی می کنید و باید وقتی برای آن ها درنظر بگیرید.در این لحظات نه تلویزیون تماشا کنید نه با تلفن همراه صحبت کنید .لازم نیست درباره شلوغی و ترافیک خیابان صحبت کنید ، فقط شنونده باشید و اجازه دهید که حرفشان را بزنند و موضوعات شان را با شما در میان بگذارند.

۳- از رؤیا کمک بگیرید:

چشم هایتان راببندید و خودتان را تصور کنید که یک فرد کاملاً شاد هستید که در رابطه با دیگران هیچ مشکلی ندارید و می توانید  مشکل آن ها را به راحتی حل  کنید. تصور  کنید فردی شما را ناراحت کرده و شما به جای این که عصبانی ، ناراحت و افسرده شوید ، با آرامش مشکل را حل می کنید ، خوب می دانید که چطور باید با این مشکل برخورد نمایید.یک نفس عمیق بکشید و از خودتان بپرسید چطور می خواهید زندگی کنید ؟ در پاسخ تان بگویید می خواهم دیگران را دوست داشته باشم و دیگران هم مرا دوست داشته باشند، بعد فکر کنید که برای این خواسته تان چه کار کرده اید.

۴- غصه نخورید :

خودتان رابرای موضوعات بی اهمیت ناراحت نکنید. سعی کنید درباره موضوعات فکر کنید و ببینید آیا واقعاً ارزش این را دارند که خودتان و دیگران را ناراحت کنید؟ اگر پاسخ منفی بود ، موضوع را فراموش کنید . اگر کمی گذشت داشته باشید ، می توانید شادتر زندگی کنید.

۵- واقعیت را قبول کنید:

شما باید این واقعیت را بپذیرید که تنها کسی که می توانید تغییر دهید ، خودتان هستید. اگر همسرتان کاری کرد که به شدت ناراحت و عصبانی شدید ، خیلی سخت نگیرید و سعی نکنید او را تغییر دهید.اول خوب فکر کنید و ببینید آیا می توانید خودتان کاری کنید که این مشکل برطرف شود یا نه. اگر با دیگران اختلاف نظری داشتید که خیلی برایتان مهم بود و نمی توانستید شرایط را تحمل کنید، سعی کنید درباره موضوع با هم مذاکره و گفت وگو کنید. ریشه های مشکل را بررسی کنید و سعی کنید راه حلی پیدا کنید تا شرایط برای هر دو طرف قابل قبول باشد.

۶- الگو انتخاب کنید :

سعی کنید در زندگی تان یک الگو انتخاب کنید و در شرایط سخت و دشوار و تصمیم گیری های حیاتی قبل از این که خودتان تصمیم بگیرید ، اول فکرکنید که الگوی مورد نظرتان اگر در این شرایط قرار می گرفت، چه طور باموضوع برخورد می کرد و سپس سعی کنید شما هم تصمیمی شبیه او انتخاب کنید.

۷- بخوانید و بنویسید:

سعی کنید درباره شاد بودن و روش های شاد زندگی کردن تا می توانید اطلاعات به دست آورید ،کتاب بخوانید،مجلات ، مقالات و روزنامه های مربوط به این موضوع را مطالعه کنید و سعی کنید هر روز معلومات خود را در این باره افزایش دهید .برای این که مطالب رافراموش نکنید ، یک دفتر یادداشت داشته باشید و نکاتی که به نظرتان جالب می آید ،یادداشت کنید و هر وقت فرصت کردید آن ها را مرور کنید.  

خنده را جدی بگیرید

در توضیح اثرات سودمند خنده می توان به تأثیر آن بر بهبود عملکرد رگ های خونی و فواید
بی شمار خنده بر قلب اشاره کرد.این روزها ، هر طرف را که نگاه می کنی ، مردمی را می بینی که غمگین اند، غصه دارند یا اگر هیچ غمی نداشته باشند ، عادت کرده اند خودشان به دنبال غم و غصه بگردند.

انگار یادشان رفته ما ایرانی ها ، بهانه های بزرگی برای شاد بودن و خندیدن نمی خواهیم و در فرهنگ مان ، ضرب المثلی نظیر  خنده بر هر درد بی درمان دواست را داریم!

تحقیقات مختلفی که در سرتاسر جهان روی تأثیرات خنده بر سلامت انجام شده هم بیانگر این حقیقت است که شاید خنده واقعاً بهترین دارو باشد؛ خنده ، فشارهای زندگی روزمره را کاهش می دهد و باعث بالارفتن کیفیت واکنش ها در محیط کار می شود، استرس را از بین می برد و واکنش بدن راهنگام فشارهای عصبی تغییر می دهد.با این همه تنها در یک مورد است که دانشمندان در رابطه با خندیدن ، هشدار داده اند و آن در بیماران مبتلا به آسم است.

زنان بیشتر از مردان می خندند

دانش بشری آن چنان پیشرفته شده است که برای هر عامل تأثیر گذاری بر سلامت ، رشته ای تخصصی در نظر گرفته و به کمک آن ، ابعاد مختلف قضیه را به شکلی علمی و تخصصی بررسی می کند. مثلاً بررسی روان شناختی و تن شناختی خنده با اسم ژلاتولوژی (gelatology) به مفهوم خنده شناسی معرفی می شود و پژوهشگران موضوع خنده یا ژلاتولوژیست ها هم می کوشند تا به ماهیت خنده هم پی برده و به این سؤال که چرا انسان می خندد ، پاسخی علمی بدهند.

آن ها در پژوهش های خود دریافته اند که مغز انسان چگونه یک لطیفه یا یک شوخی را می گیرد و خنده ، چگونه می تواند واقعاً به صورت بهترین داروها عمل کند. این محققان دریافته اند که بخش قدامی یا بیرونی قسمت خاکستری  رنگ مغز ، قسمتی است که یک موضوع خنده دار بر آن اثر می کند و واکنش خنده را به وجود می آورد.در این میان دانشمندی به نام رابرت پروواین ، از دانشگاه مریلند در بالتیمور آمریکا، دریافته است که ما در هنگام گفت و گوهای عادی به نسبت بیشتر می خندیم تا با شنیدن جوک و لطیفه که گه گاه پیش می آید. وی می گوید زن ها معمولاً بیشتر ازمردها می خندند ، چون مردها بیشتر، به گفتن چیزهای خنده دار تمایل دارند.

توصیه هایی برای شادی:

شاد بودن آن قدر هم سخت نیست . فرهنگ باستانی ایرانیان بر اساس شاد بودن و شاد کردن پایه گذاری شده است تا انسان ها به توانند قدرتمندتر و تندرست تر زندگی کنند.

روان شناسان می گویند توصیه های زیر به  شما کمک می کنند تا شادتر زندگی کنید:

۱- از چیزهای بسیار ساده هم می توان لذت برد و شاد شد. دیدن یک  منظره زیبا، یک فیلم قشنگ یا یک دوست خوب هم می تواند انسان را شاد کند.

۲- بهترین حالت را در خودتان و در شرایط موجود اطراف تان پیدا کنید . هیچ کس همه چیز ندارد و هرکس اندوهی دارد که با شادی زندگی آمیخته است . هنر آن است که در شرایط سخت بخندیم.

۳- شما نمی توانید همه را از خود خرسند و خشنود کنید ، پس اجازه ندهید انتقادها شما را نگران کنند.
۴- اجازه ندهید دیگران معیارهایتان را تعیین کنند، خودتان باشید و به چیزی که نیستید، تظاهر نکنید.
۵- کارهای سودمندی که از انجام آنها لذت می برید بیشتر و بیشتر کنید.

۶- نفرت و حسادت را از خودتان دور کنید ، چرا که این دو ، دشمن روح شما هستند، روح شما را اندوهگین می کنند و هیچ اتفاق خوشی هم برایتان نمی افتد.

۷- علایق و دلبستگی های زیادی داشته باشید . اگر مسافرت دوست دارید و نمی توانید بروید ، سینما را امتحان کنید . کتاب های جدید بخوانید ، به پارک بروید  یا ورزش و پیاده روی کنید.

۸- گذشته را در گذشته رها کنید ،و تنها از آن پند بگیرید و به خاطرداشته باشید در صورتی که مشکلی پیش آمد، همیشه به یافتن راه حل آن فکر کنیم نه به خود مشکل.

۹- خودتان را به کارهای گوناگون سرگرم و مشغول کنید. کسی که سرش گرم باشد فرصتی برای غصه خوردن ندارد!     

     "خنده هایت را برای روز مبادا نگه ندار"


موضوعات مرتبط: بهداشت روانی(11)
[ جمعه بیستم شهریور 1388 ] [ 0:14 ] [ جعفر بهادري ]

                    نیمکره راست نیمکره چپ کدام یک مهمتر است ؟

انسانها  از این نظر كه كدام نيمكره مغزشان بر افكار و پردازش اطلاعات مغزشان سيطره دارد با يكديگر تفاوت دارند:

اكنون به تفاوتهاي دو نيمكره مغز مي پردازيم :

نيمكره راست:

ديداري ـ تمركز بر تصاوير و الگوها

درك مستقيم و شهودي ـ پيروي از احساسات

 حافظه تصويري ـ توسط يادداشت ويا ترسيم موضوعات مي توان آنها را به خاطر سپرد .

پردازش افكار بطور همزمان صورت مي گيرد .

اطلاعات را به يكديگر ارتباط مي دهد .

ابتدا به كليات و سپس به جزييات مي پردازد .

سازمان نيافته مي باشد .

تداعي آزاد دارد .

بسيار در جستجوي استدلال بوده و به دنبال علل قوانين مي باشد .

فاقد حس زمان مي باشد .

در تلفظ ويافتن واژه ها مشكل دارد .

در الويت بندي مشكل دارد . تكانشي و بدون انديشه اقدام به كاري مي كند .

هنگام صحبت كردن دستان خود را حركت مي دهد .

به چگونگي بيان سخني توجه مي كند و نه به مضمون آن .

نيمكره چپ:

شفاهي ـ تمركز بر واژه ها ، نماد ها و ارقام

تحليل گر ـ پيروي از منطق .

براي بخاطر آوردن از واژه ها سود مي برد ـ اسامي را بجاي چهره ها بخاطر مي سپارد .

پردازش افكار بطور متوالي و ترتيبي صورت مي گيرد ـ مرحله به مرحله

 استنتاج منطقي از اطلاعات به عمل مي آورد .

 ابتدا جزييات را بررسي كرده و سپس به كليات دست مي يابد .

بسيار سازمان يافته مي باشد .

علاقه مند به تهيه فهرست و برنامه ريزي

معمولا بدون تحليل و كوركورانه از قوانين تبعيت مي كند .

در پيگيري و حفظ زمان كار آمد است .

تلفظات و فرمولهاي رياضي به سهولت به خاطر سپرده مي گردند .

از مشاهده اشيا لذت مي برد .

از پيش برنامه ريزي مي كند .

هنگام سخن گفتن به ندرت از اشارات و حركات دست استفاده مي كند .

به مضمون سخن توجه مي كند و نه به چگونگي بيان آن .

تفاوتهاي مغز زنان و مردان :

سلولهاي مغزي در مردان ۴% بيشتر از زنان مي باشد . مغز مردان ۱۰۰ گرم سنگين تر از مغز زنان مي باشد .

ارتباطات ميان سلولهاي مغزي در زنان بيشتر از مردان مي باشد .

انتقال اطلاعات ميان دو نيمكره مغز در زنان با سرعت بيشتري انجام مي گيرد.

زنان تقريبا به هر دو نيمكره مغزشان دسترسي دارند اما مردان عمدتا از نيمكره چپ مغزشان استفاده مي كنند .

طول نخاع در مردان اندكي طويل تر از زنان مي باشد .


موضوعات مرتبط: مطالب روانشناسی(10)
[ جمعه بیستم شهریور 1388 ] [ 0:8 ] [ جعفر بهادري ]
                         زندگی را بهتر زندگی کنیم: 

ما انسان‌ها در این دنیا کاری جز زندگی‌کردن نداریم. انسان‌های موفق که درک درستی از مفاهیم زندگی سعادتمندانه دارند، سعی‌می‌کنند همواره به ارزیابی کیفیت زندگی خود بپردازند و زندگی را بهتر زندگی کنند اما انسان‌های ناکام و غافل، در تله‌ی گرفتاری‌های زندگی گیر می‌کنند و اسیر روزمر‌‌گی‌ها می‌شوند و هرگز احساس خوشبختی و سعادت نمی‌کنند و زندگی را می‌بازند.معیار خوب‌زندگی‌کردن، داشتن احساس رضایت از لحظه‌لحظه‌های زندگی است؛ همان مفهومی که نامش خوشبختی است و گم‌شده‌ی همه‌ی انسان‌های عالم خاکی می‌باشد. خوشبختی به‌طور لزوم، رسیدن به مال و ثروت دنیا نیست. چه‌بسیار انسان‌هایی که به دستاوردهای زیادی در زندگی رسیده‌اند اما هرگز احساس خوشبختی نمی‌کنند و‌ می‌گویند: «دلِ خوش سیری چند!‌»‌اینک می‌خواهیم معیار‌های خوب‌زندگی‌کردن را بیابیم و با این معیار‌ها به ارزیابی زندگی موجودمان بپردازیم تا به ‌زندگی مطلوب و سعادتمندانه‌ای برسیم و شاهد خوشبختی را در آغوش بگیریم. 

در جست‌وجوی حقیقت زندگی

بسیاری از انسان‌ها تصویر درستی از زندگی ندارند. آنان برخلاف قانونمندی‌های جهان هستی حرکت می‌کنند و روزها و شب‌ها را با ناکامی طی‌کرده ‌و در سرای آخرت، به جهنم خدا می‌روند.چه زیباست که ما در هر لحظه، در وادی خودآگاهی و خودهوشیاری و اشراف و بصیرت لحظه‌به‌لحظه به خود، درست فکر کنیم و درست عمل کنیم و هر روز با خلق زندگی آرام و پر‌حاصل، از مواهب الهی استفاده کنیم و از لحظه‌های قشنگ زندگی لذت ببریم و در سرای آخرت به بهشت خدا برویم.حقیقت زندگی، رسیدن به رستگاری است که همانا در مسیر کمال و شناخت و معرفت انسان شکل‌می‌گیرد. معیار‌های ارزشی، انسان را به حقیقت زندگی هدایت می‌کند و آن مقوله‌ای است که نشان‌می‌دهد ‌چه‌قدر ‌در مسیر سعادت و رستگاری قدم بر‌می‌داریم.حقیقت زندگی در وجود خود ما شکل‌می‌گیرد و در دنیای بیرون به واقعیت تبدیل‌ می‌شود. حقیقت زندگی، اکسیر گران‌بهایی است که گم‌شده‌ی انسان‌های هوشیار می‌باشد؛ همان انسان‌های سعادتمندی که مراقب‌اند تا زندگی را درست زندگی کنند.حقیقت زندگی که ما آن را در مفاهیم الهی و اسلامی، رسالت انسان در عرصه‌ی هستی معنا می‌کنیم، به کمک رهنمودهای دینی از طریق آیات و روایات، قابل دسترسی و شناخت است. پیامبران الهی و معلمان مصلح، همواره انسان‌ها را به خودآگاهی، هشدار می‌دهند و این‌که انسان‌ها قدر لحظه‌های عمر خود را بدانند و زندگی و عمر را که پدیده‌‌ای بی‌بازگشت است، پرحاصل طی‌کنند.خجسته‌ترین و مبارک‌‌ترین لحظه‌ی زندگی، زمانی است که به خود قول می‌دهیم ‌حقیقت زندگی را بشناسیم تا به بی‌راهه نرویم؛ همان حقیقتی که انسان را به سعادت واقعی می‌رساند. اما چگونه این حقیقت را بشناسیم؟شناخت حقیقت زندگی، مقوله‌ای‌ست که انسان را به یک استراتژی درست در زندگی ‌می‌برد. این استراتژی در‌واقع، استفاده کردن از مواهب الهی و لذت بردن از لحظه‌لحظه‌های زندگی است.در‌واقع زندگی، عبارت است از نحوه‌ی گذران روزها و شب‌ها. بنابراین آن روزی حقیقت زندگی را درست دریافته‌‌ایم که شب‌هنگام موقعی که به رختخواب می‌رویم، با قاطعیت و خوشحالی و رضایت بگوییم: «امروز، روز فوق‌العاده‌ای بود.» چنین احساسی در انسان، ایجاد آرامش و رضایت می‌کند و این خود، علامت این است که حقیقت زندگی را خوب دریافته‌ایم و واقعیت زندگی‌مان، به حقیقت زندگی نزدیک است. به یاد داشته باشیم که حقیقت زندگی، در ذهن ما شکل‌می‌گیرد و واقعیت زندگی، در دنیای بیرون به‌وجود می‌آید. آن‌جا که اندیشه‌های درست ما در دنیای بیرون به عینیت می‌رسند، احساس رضایت و شادمانی محقق می‌شود.زندگی، تبدیل رؤیاها به واقعیت‌هاست؛ یعنی رسیدن از حقیقت به واقعیت. خوشا به سعادت انسان‌هایی که رؤیا‌های زیبایی در سر می‌پرورانند و آن‌ها را هوشیارانه با عشق و تلاش در فضای زندگی عینیت می‌بخشند.حقیقت زندگی، خلق یک زندگی موفق‌ در راستای معیارهای ارزشی با دنیایی از معنی و مفهوم و رسیدن به خوشبختی و سعادت است؛ همان زندگی که همواره آرزوی رسیدن به آن‌را در سر می‌پرورانیم باوجود همه‌ی سختی‌ها، موانع و محدودیت‌ها.حقیقت زندگی در چهارچوب قانون‌های معنویت، معنا پیدا می‌کند که می‌تواند انسان را به آرامش و سعادت برساند و از ما، انسان رهایی بسازد. انسان‌های رها و آزاد، فقط قانون‌های خلق یک زندگی معنوی و پرحاصل را اجرا می‌کنند و به نتیجه‌ی آن، کاری ندارند. آنان تلاش می‌کنند و حاصل را که در‌واقع رزق خداوند است، به خدای کریم واگذار می‌کنند.در‌واقع ما با کشف حقیقت زندگی، به موجودیت در زندگی خود در عالم خاکی، معنی و مفهوم می‌بخشیم. تمام عمرمان را صرف جست‌وجو برای یافتن می‌کنیم تا خوشحال شویم و احساس خوشبختی کنیم. درواقع حقیقت زندگی، برخاسته از تفکر ما، باورهای ما و ارزش‌های‌مان است.

رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی

راز اول:

‌تمامی آن‌چه به منظور خوشحالی و خوشبختی واقعی بدان نیاز داریم، در درون ماست.

 راز دوم:

تصویر ذهنی درست از خود، ما را به حقیقت زندگی هدایت می‌کند. هر انسانی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که من کیستم و چه می‌توانم انجام دهم. تصویر ذهنی هر انسانی، پایه‌ی اصلی شخصیت و رفتار‌های اوست. به‌عبارت دیگر، تصویر ذهنی ما از خود، نشانه‌ای از احساس فضیلت و بزرگی ماست و نشان‌می‌دهد که چه کارهایی از ما ساخته است‌ و چه کارهایی از ما ساخته نیست. انسان‌ها حقیقت زندگی را با تصویرهای ذهنی خود‌ می‌سازند. آری تصویر ذهنی زیبا از خود، موفقیت‌ها را می‌سازد و موفقیت‌ها، باعث بهتر شدن تصویر ذهنی انسان از خود می‌گردد. تصویر ذهنی ما از خودمان، نمادی از مجموعه‌ی باورهای ما در فضای زندگی است.

 راز سوم:

هدف زندگانی، آن است که تمام توانایی‌های بالقوه‌ی خود را به‌عنوان یک انسان خود‌شکوفا‌ بشناسیم و آن‌ها را شکوفا کنیم و بهترین خویشتن خویش را از خود ظاهر کنیم و به بیش‌ترین رشد و شکوفایی برسیم.

 راز چهارم:

تغییر در وجود، نه‌تنها ممکن و میسر است بلکه اجتناب‌ناپذیر است‌ زیرا تا ما تغییر نکنیم، زندگی‌مان تغییر نمی‌‌کند. انسان‌های سعادتمند، ‌مرتباً می‌شوند و می‌روند‌ زیرا تا نشوی، نمی‌شود و تا نروی، نمی‌رسی. 

راز پنجم:

تمام مشکلات، موانع و مصائب زندگی، در‌واقع درس‌هایی هستند که به انسان می‌آموزند و انسان را می‌سازند. آن‌ها فرصت‌هایی در لباس مبدل‌اند. حتی گاهی مشکلات، الطاف خفیه‌ی خداوند هستند که باعث رشد و شکوفایی انسان می‌شوند. پس آن‌ها را گرامی بداریم و از آن‌ها بیاموزیم.

 راز ششم:

تلقی ما از واقعیت، ساخته و پرداخته‌ی فکر و ذهن ماست. پس واقعیت‌های زندگی ما می‌توانند با اندیشه‌های ما تغییر کنند. بنابراین مراقب اندیشه‌های خود باشیم تا واقعیت زندگی‌مان را زیباتر کنیم. 

راز هفتم:

ترس و تردید، سرزندگی و نشاط را از انسان می‌رباید. با باورهای عالی و توکل بر خداوند، هرگونه ترس و تردید را از فضای فکر خود دور کنیم و در وادی یقین و عشق، محکم و استوار به جلو برویم و زندگی پرحاصلی را در محضر خدا و کائنات خلق کنیم.

راز هشتم:

مادامی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان عشق نورزیم، نمی‌توانیم به کسی عشق بورزیم و از عشق دیگران نسبت به خود بهره‌ای ببریم. پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقدیم کنیم تا بتوانیم مظهر عشق‌ورزی برای دیگران باشیم.

 راز نهم:

تمامی ارتباطات ما با کائنات و دیگران، آیینه‌هایی هستند که خود ما را نشان می‌دهند و تمامی مردم، آموزگاران ما به‌حساب می‌آیند. پس با خودباوری و اعتماد‌به‌نفس، زیبا‌ترین رابطه‌ها را برقرار‌کنیم و از کلید طلایی ارتباطات، برای باز کردن هر درِ بسته‌ای در زندگی استفاده کنیم و موفق شویم.

 راز دهم:

سعادت واقعی در زندگی، در نحوه‌ی عکس‌العمل ما در مقابل رخدادها و حوادث زندگی است‌ نه در بخت و اقبال. بنابراین خود را مسؤول زندگی خود بدانیم و تقصیر را به عهده‌ی دیگران نیندازیم تا بتوانیم با عکس‌العمل‌های مناسب، حقیقت زیبای زندگی را به واقعیت قابل قبول تبدیل کنیم و به خوشبختی و سعادت برسیم. 

راز یازدهم:

حقیقت زندگی، بر مبنای عشق الهی استوار است. انسان‌های موفق و کامیاب، وجود خود را با عشق الهی، جذاب و منور می‌کنند و با تقدیم عشق به انسان‌های دیگر و به کل کائنات، به زندگی سعادتمندانه‌ای می‌رسند.

 راز دوازدهم:

از آن‌جایی که انسان‌ها در مسیر زندگی گاهی از اجرای درست قانونمندی‌های زندگی غافل می‌شوند و با اندیشه‌های غلط و القائات منفی دیگران، از مسیر درست زندگی به بی‌راهه می‌روند، بنابراین ارزیابی مستمر کیفیت زندگی و اصلاح لحظه‌به‌لحظه‌ی خود، می‌تواند انسان را در مسیر درست و رسیدن به حقیقت زندگی هدایت کند. زیباترین معیار ارزیابی کیفیت زندگی، این است که در پایان هر روز، از خود سؤال کنیم که آیا من روز پرحاصلی داشتم و از لحظه‌های زندگی خود ‌لذت بردم؟

 با اجرای درست رازهای حقیقت زندگی، به این نتیجه می‌رسیم که:

 تمامی آن‌چه که برای خوشحالی و خوشبختی واقعی در زندگی به آن احتیاج داریم، هم‌اکنون از‌آنِ ما و در اختیار ماست و ما باید به‌عنوان بندگان شایسته و شکرگزار در هر لحظه، هوشیارانه قانونمندی‌های رسیدن به حقیقت زندگی را اجرا کنیم تا بتوانیم از مواهب الهی استفاده کنیم و از لحظه‌های زندگی در مسیر کمال لذت ببریم.


موضوعات مرتبط: بهداشت روانی(11)
[ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ] [ 0:6 ] [ جعفر بهادري ]
      چگونه فرد مورد علاقه‌تان را با خانواده‌تان آشنا کنيد!!

معمولا جلسات اولي که با خانواده همسرتان روبرو مي‌شويد لحظاتي سرشار از استرس را تجربه مي‌کنيد . برا ي ‌اينکه در همان جلسات اول بتوانيد تاثير خوبي را بر روي آنها بگذاريد...
 
آيا شما در شرف ازدواج هستيد و نمي‌دانيد با خانواده تازه‌اي که مي‌خواهيد عضوي از آنهاشويد بايد چه رفتاري داشته باشيد و چه اعمالي را انجام ندهيد و نگران‌اين مطلب هستيد ؟ 
 
فرقي ندارد چه شما يک خانم و يا يک آقا باشيد مطلب زير را بخوانيد و توصيه‌هاي داده شده را دنبال کنيد تا شما را ياري کند و بتوانيد با فردي که به او علاقه داريد ازدواج کنيد و خانواده‌ها را نيز بتوانيد در طول زندگي تان با رفتاري شايسته راضي نگه داريد و بتوانيد روابط خوبي را با خانواده مقابلتان برقرار سازيد . در مواردي چه خانم و يا آقايي که قصد ازدواج دارند تحت نظر خانواده‌ها و گه گاه با معرفي اشخاصي توسط خانواده ها اين دو نفر با يکديگر ملاقات مي‌کنند و ارتباط برقرار مي‌کنند و ديگري را مي‌پسندند و بعدها خانواده‌ها وارد ‌اين مقوله مي‌شوند ، و يا در مواقعي خانم يا آقا به خانواده خود اطلاع مي‌دهد که فردي را براي ازدواج انتخاب کرده است و با رضايت خانواده به خواستگاري رفته و‌اين رابطه به ازدواج ختم شود .
 
معمولا جلسات اولي که با خانواده همسرتان روبرو مي‌شويد لحظاتي سرشار از استرس را تجربه مي‌کنيد . برا ي ‌اينکه در همان جلسات اول بتوانيد تاثير خوبي را بر روي آنها بگذاريد و شما را ساده تر به عنوان فردي جديد در خانواده بپذيرند ، ما برايتان نصايح ارزش مندي داريم و با اجراي‌اين نصايح مي توانيد از مشکلات بعدي و آتي که شايد پيش‌ايد جلوگيري کنيد .
 
اولين و مهم ترين توصيه‌اي که به شما داريم: اين است که حتما در يک جلسه رسمي شخصي را که براي ازدواج انتخاب کرديد را با خانواده‌تان آشنا کنيد نه يک جلسه فورماليته ، زيرا معرفي شدن به صورت رسمي مسلما تاثير بيشتري را هم بر ديد خانواده و هم بر ديد همسرتان نسبت به شما خواهد داشت .
 
اما در هنگام ملاقات بايد از چه چيزهاي صحبت کرد و در رابطه با چه مواردي نبايد حرفي به ميان آورد ، به ترتيب زير مي‌باشد :
 
1. قبل از‌اينکه به ملاقات خانواده شخص مورد علاقه تان برويد و با آنها آشنا شويد ، از همسرتان راجع به عادات ، علايق ، بيزاري‌ها ، نحوه ي زندگي ، شيوه ي صحبت کردن خانواده همسرتان از او جويا شويد تا در ساعاتي که در کنار پدرو مادر همسرتان هستيد آرامش بيشتري داشته باشيد و از‌اينکه‌ايا بايد‌اين کلمه را بگوييد و يا نگوييد دل نگراني نداشته باشيد.
و شما نيز در باره‌ي والدينتان و در تمام موارد گفته شده اطلاعاتي را در اختيار همسرتان قرار دهيد تا او هم مقبول خانواده شما قرار گيرد . زيرا با دانستن موضوعات و جزييات هر يک از خانواده‌ها ساده تر مي‌توانيد ، رابطه برقرار کنيد .
 
2. به طرف مقابل خود اطمينان بدهيد که خانواده تان مانند شما او را قبول خواهند کرد زيرا باعث کاهش استرس همسرتان مي‌شود و بخصوص براي خانم‌ها ،‌اين ديدارها استرس بيشتري را ‌ايجاد مي‌کنند .
 
3. اگر خانواده شما قبلا همسرتان را ملاقات کرده اند ، شما مي‌توانيد در ديدار بعدي با موافقت خانواده تان ، آلبوم‌هاي عکس دوران کودکي خود را به همسر ‌آينده تان نشان داده تا به او ثابت کنيد که والدينتان او را به عنوان فردي از خانواده‌شان قبول کرده اند .
 
4. سعي کنيد هميشه قرار اول آشنايي او با خانواده‌تان در رستوران ، و يا مکان‌هاي به‌اين سبک باشد ، و او را به خانه تان دعوت نکنيد زيرا ‌اين دعوت شما چندين حسن دارد باعث مي‌شود از استرس همسرتان کاسته شود و هم‌اينکه در محيط بيرون راحت تر مي‌توانيد صحبت کنيد اما در محيط خانه جو کمي سنگين تر است ، به همين علت توصيه مي‌شود که قرار اول آشناييتان را در محيط بيرون بگذاريد .
 
5. سعي کنيد خوب صحبت کنيد ، زيرا وقتي کسي در چنين شرايطي قرار مي‌گيرد معمولا به علت استرس زياد صحبت‌هايي را مطرح مي‌سازد که بعد‌ها خودش از‌اين صحبتي که مطرح کرده تعجب مي‌کند ، براي آقايان ‌اين مطلب ساده تر است تا خانم‌ها ، البته بايد‌اين نکته را هم متذکر شويم که بعضي از آقايان به مراتب استرس‌هاي بيشتري نسبت به خانم‌ها دارند .
 
نکات مهم:
*سعي نکنيد خود را فراتر از آن چيزي که هستيد نشان دهيد زيرا در يک جا و يا در يک بحث‌اين مطلب را فراموش مي‌کنيد و چهر ه ي بدي نزد خانواده آينده همسرتان پيدا مي‌کنيد . و شايد بر اساس همين رفتارتان با‌ اين ازدواج موافقت نکنند . پس همان طور که هميشه هستيد و رفتار مي‌کنيد باشيد نه کمتر نه بيشتر .
 
*زياد سئوال نپرسيد زيرا باعث مي‌شود که خانواده همسرتان فکر کنند که شما قصد فضولي در خانواده شان را داريد بيشتر اجازه دهيد از شما سوال شود تا‌اينکه خودتان سئوال بپرسيد .
 
*شوخي‌ها و يا خنده‌هاي بد نداشته باشيد و همين طور زياد ساکت و يا اخمو نباشيد ، اگر همسرتان و شخصي که او را دوست داريد و قصد داريد که با او ازدواج کنيد پس بايد بدانيد که‌اين ازدواج در گرو رضايت و موافقت والدين همسرتان به‌اين ازدواج است و فرقي ندارد چه شما يک آقا باشيد و يا يک خانم ، مهم‌اين است که رضايت دو خانواده را براي ازدواجتان جلب کنيد و با رضايت آنها ازدواج کنيد .

موضوعات مرتبط: روانشناسی عشق(11)
[ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ] [ 23:58 ] [ جعفر بهادري ]

                      ترفند هايي براي شاد زيستن

آنجه در اينجا مشاهده مي كنيد راههايي براي افزايش ميزان شادي شماست فقط هر  چند روز آنها را مرور كنيد يا آنها را به خاطر بسپاريد تا  اثر بخشي آنها را دريابيد.

خوشحالي و غمگيني را مي توانيد خود انتخاب كنيد. پس خوشحالي را انتخاب كنيد.

هر روز سه انسان را ستايش كنيد.

در صورت امكان طلوع خورشيد را تماشا كنيد.

اولين نفري باشيد كه سلام مي كنيد.

اگر افرادي را دوست داريد، براي گفتن آن وقت را تلف نكنيد.

با همه به گونه اي رفتار كنيد، كه دوست داريد با شما رفتار كنند.

هيچگاه تسليم كسي نشويد و آنگاه است كه معجزه رخ مي دهد.

سعي كنيد هر روز اسم افرادي را به خاطر بياوريد.

از نطر فكري خشن و از نظر احساسي نازك دل باشيد.

از آنچه هستید بايد مهربانتر باشيد.

بدانيد يكي از بزرگترين نيازهاي محيطي نياز به قدر داني است.

به قول خود وفا كنيد.

ياد بگيريد حتي زمانكه احساس خوبي نداريد، خود را بشاش نشان دهيد.

هر چيز بهتري را كه پيدا مي كنيد رها كنيد.

به خاطر داشته باشيد برنده ها كارهايي را انجام مي دهند كه بازنده ها مي خواهند آن كار را انجام دهند.

وقتي به سر كار خود مي رسيد، اجازه دهيد اولين چيزي كه به زبان مي آوريد باعث افزايش روحيه همكارانتان شود.

تحت تاثير اهدافتان زندگي كنيد.

كلنجار ررفتن با گذشته را متوقف كنيد.


موضوعات مرتبط: مثبت اندیشی وتفکر مثبت (13)
[ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ] [ 0:10 ] [ جعفر بهادري ]
                ده توصیه برای زندگی زناشویی بهتر

توصیه به زوج های جوان این است که زیاد سخت نگیرید. هیچ گاه به خود اجازه ندهید که فکر طلاق به ذهنتان خطور کند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج کشمکش ها و اختلاف های زناشویی، طلاق تنها راه حل نیست. مطمئن باشید که پس از طلاق مشکلات و سختی های زیادی انتظارتان را می کشد.

هر یک از نکات زیر می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بکشاند:

۱- تعهد بیش از اندازه:

 تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی و روحی؛ این مشکل در زوج های جوانی که در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می کنند یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد. حتی الامکان سعی کنید اوایل ازدواج به دانشگاه بروید، کار تمام وقت داشته باشید، صاحب فرزندی شوید، خانه بسازید یا کار و کاسبی جدیدی راه بیندازید. این کارها مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج های جوانی که با این مشکلات  روبه رو می شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه می شود با تعجب از خود می پرسند:«چرا چنین اتفاقی افتاد؟» مسئولیت و مشغله ی زیاد باعث می شود که زن و شوهر فرصت کمی برای همدیگر داشته باشند و بنابراین فاصله ی آنها روز به روز افزایش می یابد و زمانی می رسد که برای هم مثل دو غریبه هستند، پس سعی کنید در اوایل ازدواج ، برای خود، کار و دردسر نتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید.

۲-صورتحساب های بالا:

صورت حساب های بالا و بحث بر سر نحوه ی خرج کردن پول؛ اجناس مصرفی خود را با پول نقد خریداری کنید، در غیر این صورت آنها را به صورت قسطی نخرید. تمام پولتان را برای خرید خانه یا اتومبیل که استطاعت خرید آن را دارید خرج نکنید. همیشه مقداری از پولتان را برای روز مبادا پس انداز کنید و با آن به سفرهای کوتاه بروید و اگر صاحب فرزندی هستید، آن را برای مواقع ضروری کنار بگذارید. سعی کنید درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنید.

3- خودپسندی:

در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گیرنده. ازدواج دو نفر بخشنده می تواند یک مسئله ی رضایت بخش و خوشایند برای هر دو طرف باشد، بین دو نفر بخشنده و گیرنده همیشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گیرنده در عرض شش هفته زندگی مشترک، به جان هم می افتند و دمار از زندگی هم درمی آورند. خودپسندی و خودخواهی، ازدواج را به ورطه نابودی می کشاند.

4- دخالت والدین: 

اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدینشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگی زناشویی  آنها وجود خواهد داشت. بعضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آنها به این مسئله توجه ندارند که در این صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند.

5- توقعات زیاد و بی جا:

بسیاری از زوجین انتظار دارند که پس از ازدواج وارد یک سرزمین پر از شادی و خوشبختی شوند. آنها همیشه رویای قصر پریان را در سر می پرورانند، غافل از این که گاهی اوقات در زندگی زناشویی مشکلاتی پیش می آید که عرصه زندگی آنها را تنگ می کند.

6- بحث و جدل:

سخن ما با کسانی است که فضای خانه را با بحث و دعواهای خود مسموم می کنند و باعث رنجش و نگرانی طرف مقابل خود می شوند و او را از ادامه ی زندگی مشترک دلسرد می کنند. بدبینی و حسادت ، یکی از علل ایجاد جر و بحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود.

7- اعتیاد:

اعتیاد نه تنها باعث از هم پاشیدن زندگی مشترک می شود بلکه فرد را نیز از بین می برد. همیشه از مواد مخدرو مشروبات الکلی دوری کنید.

8- خیانت و بی وفایی نسبت به همسر:

ازدواج ، پیمان و تعهد بین دو نفر است و آنها را متعهد می سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادی های زندگی، شریک یکدیگر باشند. متأسفانه بعضی از همسران به این تعهد پایدار نمی مانند و پس از مدتی از جاده درستی منحرف می شوند و به همسرشان خیانت می کنند و با این کار کتاب زندگی مشترکشان را برای همیشه می بندند.

9- شکست در کار و تجارت:

این مسئله به خصوص در مردان بسیار به چشم می خورد. اظطراب و نگرانی که به دنبال این شکست ایجاد می شود، باعث آشفته کردن کانون خانواده می شود.

10- موفقیت در تجارت و کسب و کار:

شاید خطر موفق شدن در تجارت یا به اصطلاح یک شبه پولدارشدن بیشتر از شکست در تجارت باشد. گاهی اوقات، ثروت یکباره ای که به طرف خانواده ها سرازیر می شود باعث دور شدن آنها از یکدیگر و منجر به مرگ زندگی مشترک می شود.


موضوعات مرتبط: روانشناسی همسران(13)
[ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ] [ 0:4 ] [ جعفر بهادري ]

                ساعت 22:04 بهترين زمان براي خلاقيت

تحقيقات نشان مي دهند اگر مي خواهيد خردمند وبا تدبير باشيد مي بايست دست كم تا ساعت22:04 به طور كامل بيدار بمانيد.بر اساس اين تحقيقات از قرار معلوم اين ساعت بهترين زمان براي رسيدن به لحظه اكتشاف ويافتن مي باشدكه مي توان مانند ارشميدس گفت: يافتم. بررسي روي 1426 نفر انسان بالغ نشان مي دهدحدود يك چهارم افراد احساس مي كنند اغلب طرحهاي ماهرانه ومبتكرانه را زماني خلق مي كنند كه تادير وقت كار مي كنند.بعد از ظهر هنگامي كه بيشتر مردم مشغول به كار هستند زماني طاقت فرساست و98 درصد نظرسنجي ها نشان مي دهدبيشتر افراد احساس كسالت مي كنند.در اواخر روز كاري خلاقيت كاهش چشم گيري مي يابدودر حدود ساعت 16:30 به كمترين ميزان خود مي رسد.هنگامي كه از انان پرسيدندچه روش هايي به خلاقيت بيشتر كمك مي كند 44 درصد شان گفتند: دوش گرفتن.

تحقيقات ايتاليايي در سال 2006 نشان دادكساني كه تا دير وقت بيدار مي مانند ايده هايشان مبتكرانه تر است.بر اساس اين تحقيقات افراد شب زنده دارافكار خلاقانه تري دارندشايد به اين دليل دوست دارند متفاوت تر وبي قانون تر از كساني باشند كه سحر خيز هستندوشايد خلاقيت دليل خوبي براي بيدار ماندن باشد.


موضوعات مرتبط: مطالب روانشناسی(10)
[ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ] [ 0:2 ] [ جعفر بهادري ]

                            شخصیت ماکیاولی

تیپ شخصیتی «ماکیاولی» از نظریه‌ی «نیکولو ماکیاولی» فیلسوف ایتالیایی قرن پانزدهم میلادی اقتباس شده است و براساس دو دیدگاه عمده‌ی‌: «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»‌ و «صحبت کردن، مطابق میل مردم»، استوار می‌باشد.

گفته می‌شود «ماکیاولی» در زمانه‌ای می‌زیسته که شخصیت‌های دروغ‌گو، فریب‌کار و بی‌رحم، اوضاع را در کنترل خود داشتند و به‌تبع، جامعه‌ گرایش شدیدی به نیرنگ، جعل شخصیت واقعی، نقش بازی‌کردن و مطابق میل دیگران رفتار کردن برای رسیدن به مقصود پیدا کرده بود. بدین‌ترتیب، نظریه‌ی او، روایتی ناخوشایند از اوضاع نابه‌سامان روانی و اجتماعی مردم زمان خود بود و‌ افرادی که طبق مشی‌ «ماکیاولی» رفتار کنند، با عنوان شخصیت «ماکیاولی» شناخته می‌شوند.

در میان انواع تیپ‌های شخصیتی، شخصیت «ماکیاولی» ازجمله رویکردهای منفی به‌شمار می‌رود. برای تبیین علت‌های پدیدآیی چنین تیپ‌هایی، تحقیقات زیادی صورت‌نگرفته است اما در حالت کلی می‌توان به دو عامل محیط و ژنتیک اشاره نمود. 

ویژگی‌های شخصیت ماکیاولی:

- جاه‌طلبی: این‌قبیل تیپ‌ها، جز رسیدن به امیال و آرزوهای خود، به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کنند. همیشه بهترین را برای خود می‌خواهند و مدام به‌دنبال جاه، مقام و عظمت هستند.

- تفرقه‌افکنی: خط‌مشی این قبیل افراد، مطابق ضرب‌المثل «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. اگر در رأس اداره یا سازمانی باشند و یا سرپرستی مکان و افرادی را برعهده داشته باشند، سعی‌می‌کنند با اختلاف‌افکنی میان افراد و به‌کارگیری سیستم پلیسی، اوضاع را در کنترل خود بگیرند.

- دورویی: رفتار دوگانه دارند؛ د‌ر مقام حرف و نظر، به‌گونه‌ای ظاهر می‌شوند و در مقام عمل، به‌گونه‌ای دیگر. در ظاهر، یک جور خود را نشان‌می‌دهند و در پشت صحنه به‌گونه‌ای نامتعارف عمل می‌کنند. خود را خیرخواه، مثبت‌،‌ خاکی، مردمی و دموکراتیک نشان‌می‌دهند اما در نهان، ‌خلاف آن‌را عمل می‌کنند به‌گونه‌ای که درباره‌ی آنان گفته می‌شود: «از پشت خنجر می‌زنند.»

- دروغ‌گویی: دروغ برای آنان به‌مثابه یک مکانیزم دفاعی در برابر دنیای بیرون است. از نظر آنان، تنها از راه دروغ‌گویی است که می‌توان به مقصود خود رسید. آنان در به‌کارگیری دروغ، چنان حرفه‌ای عمل می‌کنند که از نظر دیگران، صداقت جلوه می‌کند.

- تخریب‌گری: این قبیل افراد، بالقوه تخریب‌گر هستند و همیشه سعی‌‌‌‌دارند شرایط و اوضاع را به ضرر دیگران سم‌پاشی کنند. درواقع یک موضع «برد- باخت» در پیش می‌گیرند؛ برد برای خودشان و باخت برای دیگران.

- به‌ بردگی گرفتن دیگران: به دیگران تا اندازه‌ای پر و بال و اجازه‌ی پیشرفت می‌دهند که در خدمت‌شان باشند و در درجه‌ای پایین‌تر قراربگیرند و اگر زمانی برسد که دیگران،‌ هم‌سطح یا بالاتر از آنان قرارگیرند، از هر طریق ممکن، برای از میان برداشتن‌شان اقدام می‌کنند.

- معادله‌ی آقا و برده: به نظر آنان، افراد ضعیف و بی‌پشتوانه، حق اظهارنظر یا ابراز وجود ندارند بلکه تنها افرادی که از حیث ثروت، قدرت و شهرت در سطح بالا هستند، قابل احترام‌اند.

- تحمیق دیگران: همیشه دیگران را موجوداتی احمق و بی‌شعور قلمداد می‌کنند و خود را بالاتر و با‌فرهنگ‌تر از همگان می‌دانند و یک‌نوع احساس برتری کاذب نسبت به دیگران دارند.

- خشم نرم: افرادی خشمگین و کینه‌جو هستند اما در ظاهر نشان نمی‌دهند؛ شاید به آنان گفته شود که با پنبه سر می‌برند. 

علت‌های پدید آمدن شخصیت ماکیاولی:

همان‌طور که اشاره شد، یکی از علت‌های عمده‌ی شکل‌گیری چنین شخصیت‌هایی، محیط اجتماعی فرد است. به‌طور معمول محیط‌های استبدادی که افراد آن به توسری خوردن، گول خورد‌ن و تن دادن به انفعال عادت کرده‌اند و درواقع منفعل‌بودن و پذیرش بی‌چون‌و‌چرای وضع موجود در روان آنان نهادینه شده است و هم‌چنین محیط‌های ناایمن که افراد بشر از راه صداقت و یک‌رنگی به هدف خود نمی‌رسند و نیز‌ محیط‌های غیراخلاقی که ‌اباهی‌گری، ‌اساس همه‌چیز است، به‌طور معمول مستعد پرورش شخصیت «ماکیاولی» ‌‌است و پی‌گرفتن مشی «ماکیاولیست» در این محیط‌ها به‌صورت یک فرهنگ عمومی درمی‌آید. 

پیش‌گیری از پدید آمدن شخصیت‌ ماکیاولی:

این قبیل شخصیت‌ها، جزو بیماران جامعه به‌شمار می‌روند و از این حیث که افرادی ویروسی هستند و می‌توانند ویژگی‌های خود را به دیگران نیز انتقال بدهند، یک زنگ خطر به‌شمار می‌روند. بهترین و شاید تنهاترین راه پیش‌گیری، این باشد که محیط اجتماعی ‌به سمت و سوی سالم‌سازی پیش‌برود و فضای مناسبی ‌ایجاد شود که افراد آن بدون توسل به دروغ،‌ پنهان‌کاری و نیرنگ‌بازی، بتوانند خودِ واقعی‌شان را نشان‌بدهند و این اطمینان را داشته باشند که ‌بابت یک‌رنگی و صداقت خود، تنبیه یا سرزنش نمی‌شوند و چیزی از دست نمی‌دهند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر روانشناسی(12)
[ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ] [ 23:40 ] [ جعفر بهادري ]

               راهکارهای تقویت تفکر مثبت

افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می توانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابراین باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابی های بزرگی دست یابیم.
1 – نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب ، توانا و با ارزش بدانیم.
2 – لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راههای تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.
3 – لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.
4 – سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت» ، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»
5 – افکار خود را متوجه خوبیها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت نگر شویم.
6- با خوش بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه های جدید مثبت شکل گیرند.
7 – هر روز صبح که از خواب برمی خیزیم با نگاه کردن به یک منظره یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماء الله روز خود را با نشاط و خوش بینی آغاز کنیم.
8 – از افراد منفی نگر یا موقعیتهایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.
9 – به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه بدی را پیش بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم هستند که ما آنها را مهم می پنداریم.
10 – به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته خود فکر و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.
11 – از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیت دنبال کنیم.
12 – به ندای منفی درونی خود و تلقین های مخرب و نگران کننده ی دیگران بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.
13 – به قدرت بی کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترین ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.
14 – از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.
15 – در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.
16 – در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است)
17 – از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.
18 – هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می رسیم.
19 – قدر لحاظت زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرار نخواهند شد.
20 – برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می توانیم آنها را از بین ببریم.
21 – از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگراز کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می شود خودداری کنیم.
22 – خود را از قید و بندهای آزار دهنده رها و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم.
23 – از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.
24 – هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.
25 – ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم.
26 – هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.
27 – اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.
28 – خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می شود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.
اجرای راهکارهای تقویت تفکر مثبت هیچ هزینه ای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی شوند . فقط باید این شعار را فراموش نکنیم. :
«اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی مان متحول می شود»
بنابراین اجرای راهکارها را از همین حالا شروع کنیم و آن را به فردا موکول نکنیم، زیرا ممکن است فردا هرگز نیاید.


موضوعات مرتبط: مثبت اندیشی وتفکر مثبت (13)
[ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ] [ 23:34 ] [ جعفر بهادري ]

                           دیوانه‌وار عاشق تو هستم!

جوان صحرانشینی، سرگردان در صحرا می‌رفت تا این‌که خود را در کنار چاهی یافت. دختری بسیار زیبا چون قرص ماه‌، از آن، آب می‌کشید.

به او نزدیک شد و گفت: «دیوا‌نه‌وار عاشق تو ام‌!»

دختر جوان پاسخ داد: «کنار چشمه،‌ زن دیگری هم هست، چنان زیباست که من حتی لایق خدمتکاری او هم نیستم.»

جوان روی برگرداند، کسی نبود.

پس دخترک ندا سرداد: «صداقت چه زیباست و دروغ چه زشت! می‌گویی واله و شیدای‌ منی اما همین بس که از زن دیگری با تو سخن‌گویم تا روی از من برگردانی!»


موضوعات مرتبط: درس های زندگی(7)
[ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ] [ 23:30 ] [ جعفر بهادري ]

                             تا حالا عاشق شدید؟

مشاهده می شود که تعداد بسیار زیادی از افراد فاقد قابلیت های لازم به منظور رشد و ارتقای عزت نفس خود هستند، از اینرو بر آن شدیم تا لیستی تهیه نماییم که به واسطه آن راحت تر بتوانید عزت نفس و به مثابه آن علاقه به خود را افزایش دهید.

برای داشتن یک زندگی پربار و مملو از روابط موفق، ابتدا باید از خودتان شروع کنید؛ اگر خودتان را دوست نداشته باشید چگونه می توانید دیگران را دوست بدارید؟ زمانی که قادر نیستید با شخصیت درونی خود ارتباط برقرار کنید، نباید انتظار داشته باشید که بتوانید با اطرافیان تان ارتباط موفقی پایه ریزی نمایید. دلیل عمده شکست های عاطفی عشق ناکافی افراد نسبت به خودشان است.

فراموش نکنید که تا وقتی خودتان با اراده ی شخصی تصمیم به انجام کاری نگیرید ، نمی توانید انتظار رخ دادن آن را داشته باشید. زمانیکه شما خودتان را دوست ندارید به کائنات می گویید که من بی ارزش هستم و لیاقت عشق و محبت را ندارم و هیچ نتیجه مثبتی از آن من نخواهد بود. با زبان بی زبانی به عالم هستی می گویید که عشق و محبت را به سوی من روانه نساز! زمانیکه به طور ارادی تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید، آنوقت تبدیل به یک فرد شاد و خوشحال می شوید و به سمت داشتن یک زندگی مفرح و کامل هدایت خواهید شد. اگر خودتان را دوست نداشته باشید از عزت نفس پایینی برخوردار خواهید بود و هیچ گاه نمی توانید استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت برسانید.

اگر می خواهید همه شرایط زندگی تان درست شود از عشق ورزیدن به خویشتن شروع کنید"

در واقع هنگامیکه تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید ، با این تفکر به خود می گویید: "می خواهم زنده باشم و زندگی کنم". با بکارگیری این طرز تفکر خود را مسئول اتفاقاتی می کنید که در زندگی برای تان رخ می دهد و دوست دارید از زندگی خود نهایت استفاده را بکنید، از لحظه های تان لذت برده و بدرخشید. حال اگر تصمیم گرفته اید که خودتان را دوست داشته باشید، اما نمی دانید که باید از کجا شروع کنید، ما 6 شیوه متفاوت که به شما کمک می کند تا بتوانید بیش از پیش خودتان را دوست داشته باشید و عزت نفس از دست رفته خود را دو باره باز جویید، معرفی می کنیم.  

1- عاشق خودتان بشوید. شما باید روح خود را تغذیه کنید. خودتان را به خاطر استعدادها و کارهایی که به درستی انجام می دهید تشویق کنید، اشتباهات و کاستی های خود را بپذیرید، و قبول کنید که انسان جایز الخطاست. این بدان معنا نیست که نباید از اشتباهات خود درس بگیرید، بلکه فقط باید برخورد خوبی در زمان بروز اشتباه با خودتان داشته باشید.

"عاشق خود شدن شروع یک زندگی رمانتیک مادام العمر است."
2-انتقاد فردی را کنار بگذارید. آیا اغلب خودتان را به خاطر کوچک ترین مسائل سرزنش می کنید و قادر نیستید حتی از بی ارزش ترین اشتباهات خود بگذرید؟ آیا صدای درونیتان همواره به شما می گوید که آدم بی فکری هستید و هیچ کاری را نمی توانید به خوبی انجام دهید؟ اگر دائماً در حال سرزنش کردن خودتان هستید، باید جلوی این کار را بگیرید.

"عبارت "من می توانم" عملکرد شما را خیلی بیشتر از هوش و استعداد ذاتی تقویت می کند." 

3- مهربان و مثبت باشید. زمانیکه سعی می کنید با مهربانی و دید مثبتی به خود نگاه بیندازید، عشق ذاتی شما نسبت به خودتان رشد پیدا می کند. هر روز از خودتان تشکر کنید تا این کار تبدیل به یک عادت شود. روبروی آینه بایستید و با دید مثبت به خود بنگرید، با گذشت زمان به صورت طبیعی افکار نیرو بخشی در وجود شما آشکار می شوند که به شما قدرت می بخشند.  

4- برای زحماتی که می کشید ارزش قائل شوید. تمام تلاش های شما لزوماً به برنده شدن ختم نمی شود، قرار نیست در هر کاری که انجام می دید به موفقیت دست پیدا کنید.متوجه باشید که هر تلاشی که از دست تان بر می آمده را انجام داده اید، حال حتی اگر ببازید و یا به نتیجه دلخواه دست پیدا نکنید. 

5- نگرانی را رها کنید. لازمه ی دوست داشتن فردی این است که نگرانی ها را از وجود خود دور کنید. تنها واکنش های عاقلانه هستند که شما را به اهدافتان نزدیک می سازند. به همین دلیل به جای اینکه دائما وقت خود را با نگرانی تلف کنید به کاری فکر کنید که با انجام آن منبع ایجاد نگرانی را از بین ببرید.

"تنها یک راه به سوی خوشبختی وجود دارد و آن هم متوقف کردن نگرانی در مورد مسائلی است که در خارج از حیطه خواست و اراده شخصی شما می باشند."

6- به توانایی های خود اعتماد داشته باشید. بدانید که توانایی آن را دارید که بزرگترین تغییرات را در زندگی خود ایجاد کنید و اگر قلباً تصمیم بگیرید که کاری را انجام دهید می توانید.


موضوعات مرتبط: بهداشت روانی(11)
[ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ] [ 0:52 ] [ جعفر بهادري ]

                 با خودت قشنگ تر حرف بزن

همه ما گاهی با خود صحبت می‌کنیم و این صحبت‌ها در واقع همان افکار مثبت یا منفی است که گاهی آن را با صدای بلند و گاه در ذهن خود می‌گوییم. اگر حرف‌های ما با خودمان مثبت باشد، موجب آرامش بیشتر و کنترل استرس می‌شود اما اگر منفی باشد موجب تشدید استرس می‌شود...

به گفته روان‌شناسان این گفتگوها بازتاب حالات عاطفی ما هستند و اعتماد به نفس، دیدگاه، انرژی، عملکرد و ارتباط با دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. پس بهتر است با به کار بردن روش‌های زیر گفتگوهای درونی منفی خود را به مثبت تبدیل کنیم و از نتایج خوب آن بهره‌مند شویم.

1. بهتر است به جای اینکه روی مشکل تمرکز کنید، به راه حل آن فکر کنید. همه مشکلات راه حل دارند. از خود بپرسید: «چه‌طور می‌توانم این وضعیت را تغییر دهم؟»

2. سعی کنید این جمله را که «هر اتفاق بدی یک فاجعه است.» به کار نبرید. واقع بین باشید و از ترساندن خود دست بردارید، پس بهتر است بگویید «بله ممکن است به دلیل اشتباهات کوچک اتفاق بدی بیفتد اما فاجعه‌ای در کار نیست.

3. با تصویرسازی ذهنی پیشاپیش در مورد خود و دیگران، فرصت شناخت افرادی را که در ذهن خود کلیشه کرده‌اید، از دست ندهید. بهتر است با خود بگویید «همه ما انسان‌هایی هستیم با شخصیت‌هایی منحصر به فرد، هر کدام از ما نقاط ضعف و قوتی داریم.»

4. همه بایدها، پیش فرض قوانین و استانداردهای رفتاری هستند که وجود واقعی ندارند. مثلا شما ملزم به رعایت قوانین رانندگی هستید اما در هوش شما «باید» وجود ندارد. پس به جای اینکه بگویید «من باید باهوش‌تر از این باشم»، بگویید «من می‌توانم از این باهوش‌تر باشم.»

5. «همیشه»، «هرگز» و «هیچ‌» کلماتی مبالغه‌آمیز برای نشان دادن واقعیت هستند. پس نگویید «من همیشه زیاد غذا می‌خورم بنابراین هرگز لاغر نخواهم شد» بهتر است بگویید: «من اغلب بیش از حد غذا می‌خورم اما می‌توانم این عادت را تغییر دهم»

6. سعی کنید واقعیت را با سیاه و سفید دیدن تحریف نکنید. فکر نکنید که تلاش شما باید یا به شکست کامل تبدیل شود یا به پیروزی کامل. ممکن است بگویید «یا با ورزش کردن تا روز جمعه دو کیلو لاغر می‌کنم یا اینکه اصلا ورزش را کنار می‌گذارم» به جای اینکه بگویید: «من می‌خواهم با ورزش کردن تا روز جمعه دو کیلو لاغر شوم. حتی اگر یک کیلو هم لاغر شوم نشان می‌دهد که ورزش مفید بوده است اگر هم همان وزن ماندم با رژیم غذایی و ورزش سعی می‌کنم خود را لاغرکنم».

7. برچسب‌های منفی ابزارهایی هستند که اعتماد به نفس را کم می‌کنند. مثلا وقتی به خود می‌گویید «من احمق هستم» این تبدیل به بخشی از هویت شما می‌شود و موجب می‌شود از خود متنفر شوید. به جای این به یاد بیاورید که اشخاص تنها مجموعه‌ای از نقایص و اشتباهات نیستند، ممکن است رفتار شما بعضی مواقع اشتباه باشد اما این به معنای حماقت نیست. پس بگویید «هر انسانی ممکن است اشتباه کند و من هم مثل همه انسان‌ها»

8. وقتی کسی به شما راه حل مناسب و ممکن ارایه می‌دهد، سعی کنید به آن گوش دهید و بپذیرید نه اینکه بگویید بله اما... و هزاران دلیل بیاورید که این راه حل خوب نیست.


موضوعات مرتبط: مثبت اندیشی وتفکر مثبت (13)
[ سه شنبه دهم شهریور 1388 ] [ 0:55 ] [ جعفر بهادري ]
                           رازهاي شادي و آرامش در زندگي

در دنیای پراضطراب امروز آرامش وراحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند اما برای رسیدن به آن تنها آرزو کافی نیست بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آنچه در پی می آید برخی تکنیکهای روانی شناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش ونگرانی آرامش و نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.

راز اول : با خدا ارتباط برقرار کنید:
حداقل نیاز انسان به روح خدایی مانند احتیاج نوزاد به مادر است به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا وغذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی وروح ربانی محتاج است.
آرامش جان، زمینی حاصلخیز است که دانه های"خواست ونیاز"درآن به خوبی می روید.نیازهای به حق را دریاد خداوند که آرامش جان وقلب است بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد با توجه به خداوند وخواندن نامهای اوهمراهی وپشتبانی خدا را به سوی خودجلب کنید پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید.هرچه ارتباط شما با خدا این نیروی عظیم وخرد لایتناهی بیشتروبیشترشود آرامش ونشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس واضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است"اگر مرا یاری کنید شما را یاری می کنم وقدمهایتان را استوار میگردانم"یار خدا بودن یعنی براساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و درواقع یار خدا بودن همان یاری کردن به خود است.
رازدوم:ازآنچه هستید راضی باشید:
بدن وسیله زندگی است نه جوهرآن.آن قدرکه ما انسانها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود.تجربیات ما باید مثل درخت به ما شکل بدهد ولی این کار را نمی کند.فقط جوهره وجودمان است که با شرایط محیط از بین نمی رود، شکسته نمی شود ویا درمعرض دید وبررسی دیگران قرار نمی گیرد.وجود داشتن پر معنا وپر مفهوم است.من وجود دارم، من هستم، من این جا هستم، من در حال شدن هست، تنها من هستم که زندگی را می سازم و..هر کدام از ما انسانها در این دنیا ما موریتی خاص داریم.باکمک به دیگران ومهرورزی به آنان باعث تکامل روحمان می شویم.رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است وزندگی ما به منزله یک سفراست و هدف نیست.منظور از بیداری فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است مانند بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و...خلاصه در یک کلام"بیداری الهی".
راز سوم:مثبت فکر کنید:
یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید.به دقت افکارتان را زیرنظربگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می اورد خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید.ذهن مثبت اوضاع مثبت را به خود جلب می کند.به خاطر داشته باشید که عالم به نیات ما پاسخ می دهد.
افکار وعقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع میشود وبه جهان بیرون راه می یابد ومحیط سعی می کند آنچه را می خواهیم به ما هدیه کند.راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود ودیگران همیشه بهترینها را بخواهیم.چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود.چه زیباست که بهترین نیات وآرزوها وافکار را برای خود ودیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش وشادی برسیم.
راز چهارم:بر آرامش درونی تمرکز کنید:
در دل توفان هم آرامش نهفته است.مهم نیست که درهرزمانی از روز چه اتفاقی بیفتد.هر چه مسایل به نظر مشکل وپر دردسر بیایند و هر چه قدر که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم باید فقط به خلوتگاه درون خویش برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم.برای دسترسی به خلوتگاه درونی چشمهایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید.این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد.به آن جا بروید واز دوردست استاد معنویتان از راه میرسد در گوشتان زمزمه می کند:"هر جا می توانید خوبی کنید در هر چه می توانید به هر شکل که می توانید هروقت که می توانید به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که میتوانید"نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند.سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.
راز پنجم:قضاوت خود را به تاخیر بیندازید:
در این جهان هیچ حادثه ای بر حسب تصادف ودر همه وقایعی که روی میدهند لطف و رحمت الهی نهفته است.تمام حوادث برای ما پیامهایی دارند که سبب تکامل روحمان میشوند.مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید، متوجه نشوید زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی درک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است.همچنین در ذهن الهی، از دست دادنی ای وجود ندارد واگر شما به ظاهر چیزی را از دست میدهید معادل آن شئ و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء وسیله ای برای تکامل و زیبایی شما هستند.بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد."ساقی هر چه ریزد لطف اوست"  
راز ششم:صفتهای مثبت خود را افزایش دهید:
از غیبت، تهمت و صفتهای نسنجیده درباره افراد یا حوادث، حسادت، كینه، دروغ، جر وبحث كردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز كنید.زیرا كسی كه با انجام دادن این گونه اعمال تراكمی از نیروهای منفی عذاب می كشد، خودتان هستید. زمانی كه به دیگران خوبی و كمك می كنید تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می اورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند.هنگامی كه وضو می گیرید الكتریسیته های ساكن را به سطح بدن خود می اورید.آب نیز زسانا است وشما امواج الفا {امواج آرامش بخش} تولید می كنید.با كشیدن مسح سراین امواج را به كورتكس مغزانتقال می دهید و باعث می شوید كه ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد.با مسح پا انتقال امواج آلفا را در اندامهای پایینی سرعت می بخشید.بیشترین منطقه ای كه در كره زمین امواج آلفا دارد كعبه است.زمانی كه شما نماز می خوانید و جهت خانه خدا قرار می گیرید وهفت قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می كند، امواجی را دریافت می كنید كه باعث آرامش شما می شوند.برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یك وان حمام پر از آب ونمك به مدت بیست دقیقه قرار بگیرید.در بطری های رنگی آب خوراكی بریزید و به مدت دو ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید سپس آنها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید.بدون كفش وجوراب روی چمن راه بروید زیرا طبیت منبع انرژی نیروهای مثبت است.
راز هفتم:به دستورات اخلاقی احترام بگذارید:
از كنجكاوی كردن در زندگی دیگران دوری كنید.از خواندن نامه های شخصی ودفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مكالمات خصوصی آنها اجتناب كنید.بدون در زدن واجازه گرفتن وارد هر مكانی نشوید.سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید.تلاش نكنید كه به زور افكار و عقاید دیگران را تغییر دهید، زیرا در صورت رعایت نكردن این دستورات آرامش خود را بر هم می زنید.به پدر ومادر خود نیكی كنید.با آنان با صدای بلند صحبت نكنید.
"بتی.جی ایدی"می گوید:"از زمانی كه شما به درگاه خداوند دعا می كنید این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت به زمین می آیند ولی در میان این شعاعهای نورانی یكی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن رسیدگی می كنند.این پرتو قدرتمند و خیره كننده مربوط به دعای پدر ومادر در حق شماست.دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید ونیازهای آنان را تامین كنید زیرا كه مهر و نیكی به آنان سبب آرامش و نشاط درشما می شود.
راز هشتم:حس ها را از یكدیگرجدا كنید:
اغلب ما به این مسئله توجه چندانی نداشته ایم كه حواس پنجگانه خود را از یكدیگر تفكیك و آنها را به صورت مجزا از یكدیگر حس كنیم.ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی، پرورش دهید.امروز بر بینایی تمركز كنید، فردا بر مزه، روزبعد بر بویایی و...مثلاً زمانی كه در حال دوش گرفتن در حمام هستید قطرات آب را روی بدن خود احساس كنید واز اینكه باعث تمیزی وآرامش شما می شود، لذت ببرید.موقعی كه در حال غذا خوردن هستید فقط به طمع و مزه غذا تمركز كنید.وقتی در حال ریختن چای در استكان هستید به صدای ریزش آن گوش دهید.به این ترتیب، شروع به جدا كردن تجربیات حسی تان از یكدیگر كنید و از هر كدام لذت ببرید.
رازنهم:دید جدیدی پیدا كنید:
پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند وهنگامی كه از زاویه ای خاص به آنها نگاه می كنید درخشش وزیبایی بی نظیری دارند.خیلی از مسائل در زندگی هنگامی ارزش خود را نشان می دهند كه از زاویه درست دیده شوند.ولی نگرشهای متشابه وكلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشكل می سازد.اگر به هر مسئله ای از زاویه ای درست نگاه كنید در آن چیزهای با شكوه وزیبایی خواهید دید.سعی كنید همه چیز وهمه كس را با چشمهای تازه ای ببینید كه از طریق عادت تیره وتار نشده اند.با این روش شما می توانید ثروتهای نامحدودی را كشف كنید.به خاطر داشته باشید كه اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها واشخاص نگاه كنید هرشخص یا هرشیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت.
راز دهم:وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج كنید:
اشیاءدرون خانه تان را لمس كنید واز خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟كتابها را از درون قفسه بیرون بیاورید وببینید آیا دوباره قصد خواندن این كتابها را دارید.هرشیء یادگاری را بررسی كنید واز خودتان بپرسید:"آیا هنوزلحظه ای را كه این شیء به یادم می آورد برایم مهم وبا ارزش هستند؟"لباسهایتان را باز كنید وتوجه كنید كه آیا به تمام این لباسها احتیاج دارید واز آخرین باری كه آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟بعد از این بررسی كاملی كه به عمل می اورید تمام وسایل ولباسهای اضافی تان را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج كنید.زیرا كه هر شیء انرژی خودش را دارد واگربه كار نرود درخانه به آب راكد تبدیل می شود.همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند.پس مراقب باشید وبگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد.اگر كهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.پس برای چرخش انرژی و پیشرفت درزندگی تان وسایلی را كه احتیاج ندارید ازمحیط خارج سازید.


موضوعات مرتبط: آسایش وآرامش(12)
[ یکشنبه هشتم شهریور 1388 ] [ 22:11 ] [ جعفر بهادري ]
                                اگر بعد از ظهر کسل هستید؟
 
در اين شرايط چطور مي‌توان به سرعت نيروي خود را تقويت كرد؟آيا راه هاي ديگري جز مصرف دارو وجوددارد؟ بله راه‌هاي طبيعي هم براي افزايش سطح انرژي وجود دارد.
 
حتما براي شما هم اتفاق افتاده كه هر روز صبح را پر انرژي شروع كرده و تمام كارهاي منزل و محيط كار را به خوبي انجام داده باشيد بعد ناهار را در منزل يا پشت ميز اداره ميل كنيد و دوباره بخواهيد برنامه كاري خود را دنبال كنيد،اما در ساعت 2 بعد از ظهر حس ‌كنيد تمركزتان كم شده و شديدا دلتان مي‌خواهد چرت بزنيد.
به‌نظر مي‌رسد احساس خستگي به ريتم طبيعي و تنظيم بدن مربوط باشد.بسياري از مردم حدود ساعت 2 تا3 بعد از ظهر احساس خواب آلودگي مي‌كنند.در بعضي فرهنگ‌ها خواب نيمروز وجود دارد و افراد معتقدند بعد از آن قدرت بازدهي آنها بيشتر مي‌شود.
متخصصان معتقدند در خواب آلودگي نيمروز همان اتفاقي مي‌افتد كه درست قبل از خواب شب مي‌بينيم؛يعني دماي مركزي بدن افت مي‌كند و به مغز پيغام مي‌دهد كه هورمون ملاتونين را ترشح كند.درست همين اتفاق در مقياس كوچك در ساعت 2 تا 4 بعد از ظهر رخ مي‌دهد و مغز احساس خواب آلودگي را تجربه مي‌كند.البته همه تقصيرها را نبايد بر گردن ريتم دروني بدن انداخت.درست است كه شما توسط اين ريتم خواب‌آلوده مي‌شويد اما عادات غذاخوردن شما هم خستگي ايجاد مي‌كند طوري كه ميزان انرژي دريافتي با روندي صعودي زياد مي‌شود. متأسفانه اكثر مردم در آغاز روز سوخت كافي به بدنشان نمي‌رسانند.
اگر اغلب بعد ازظهرها احساس سستي و كسالت مي‌كنيد اين سؤالات را از خودتان بپرسيد: آيا صبحانه خورده‌ام؟ چه خورده‌ام؟ (يك فنجان چاي صبحانه به حساب نمي‌آيد) ناهار چه خورده‌ام؟ فست فود يا پيراشكي و هله هوله؟! پاسخ شما مشخص مي‌كند مشكل كار كجاست.
يك فنجان چاي يا قهوه براي صبحانه و يك تكه شكلات براي ناهار ممكن است انرژي شروع و ادامه كار را فراهم كند اما سوخت طولاني مدتي كه در طول روز به آن احتياج داريد،تامين نمي‌كند و تاثير آنها كوتاه مدت است.
 
غذاهايي كه انرژي را تقويت مي‌كنند:
* براي اينكه به خواب آلودگي و كسالت نيمروز دچار نشويد اولين اقدام صرف صبحانه‌اي با كيفيت بالاست.اكثر آدم‌ها در اين مورد براي بچه‌ها موعظه و سخنراني مي‌كنند اما خودشان رعايت نمي‌كنند.مقدار انرژي دريافتي در صبحانه براي خانم‌ها 300 تا 400 كالري و در آقايان حدود 500 كالري است.
 
 براي صبحانه اين منوها پيشنهاد مي‌شود:
1 - غذاهايي كه از غلات (گندم، جو و..) تهيه شده و با شير مصرف مي‌شوند كه البته شير بايد كم چرب باشد.
 
2 - نان سبوس دار،كره بادام‌زميني و موز
 
3 - كلوچه‌خانگي، املت، نان و پنير كم چرب
 
4 - يك ليوان آبميوه يا يك عدد ميوه تازه هم پيشنهاد خوبي است. 

موضوعات مرتبط: بهداشت روانی(11)
[ یکشنبه هشتم شهریور 1388 ] [ 21:58 ] [ جعفر بهادري ]

                  تسخیر قلب همسر، «مخصوص آقایان»            

1- عشق واکنشی آموختنی و احساسی فرا گرفتنی است، شما با آموخته‌ها، باورها و شرطی‌هایتان عاشق می‌شوید.

 

2- قبل از اینکه دریچه قلب خود را به روی کسی بگشایید، تفاوت نگرش‌ها و مصلحت‌ها را در نظر بگیرید.

 

3- انتخاب همسر با «تفکر» مصلحت‌آمیزتر است، با «چشم» انتخاب نکن، که چشم‌ها با ما رو راست نیستند.

 

۴- اگر با فرهنگ «پدرسالاری» یا «مردسالاری» بزرگ شده‌اید ، باید بدانید که این «بار آمدن» امروز جواب نمی‌دهد.

 

5- به کسی که می‌خواهید با او ازدواج کنید لازم نیست ثابت کنید که «دیوانه‌اش» هستید، عشق اصیل نیاز به دیوانه شدن ندارد.

 

6- بزرگترین سلاح «خود بودن» است، و اگر با خود بودن و صداقت، چاشنی «درایت» را همراه کنید ، برنده واقعی شمائید.

 

7- عقل و احساس اگر همراه شوند یک شخصیت متعادل می‌سازند، زیادی «منطقی» نباشید که خانم‌ها را گریزان می‌کنید.

 

8- توقعات بیجا، عصبیت‌های ناشناخته و هنجارهای بیمارگونه، گاهی از ما «عاشقی» می‌سازد غیرقابل تحمل.

 

9- شکوفایی عشق در دریای «شناختن‌‌ها» و «درک کردن‌ها» شکل می‌گیرد، آیا موافقید؟

 

10- زنان گاهی از بیان احساس خود گریزانند، مگر محرم رازی داشته باشند که ملامتشان نکنند و اگر شما آن محرم راز باشید، دنیای دیگری برایش ساخته‌اید.

 

11- به جای تسلط بر همسر آینده‌تان، دریچه‌ای به روح و روان او بیابید تا قلبش همیشه برای شما بتپد، عشق اسرارآمیز است، پس آموختن را فراموش نکنید.

 

12- در فکر «عوض کردن» او نباشید، همسرتان را همان‌طور که هست قبول کنید، این بزرگترین احترامی است که به او می‌گذارید.

 

13- آیا می‌ دانید که خانم‌ها به «توجه» اهمیت می‌دهند؟ در این مورد چه کرده‌اید؟

 

14- در کار خانه‌ به او کمک می‌کنید یا تابع قانون «همه ی کارها» به عهده زن است، می‌باشید!؟

 

15- آموختن روانشناسی همسرتان، «تفاهم» را در پی دارد، با آموخته‌های جدید، تداوم بخش شادی‌ها خواهید بود.

 

16- سعی کنید، بیشترین تمرکز شما، روی صفحات ارزشمند شخصیت همسرتان باشد، دیدن معایب آسان است، تشویق را فراموش نکنید که معجزه می‌کند.

 

۱7- مردان مقتدر، صلابت و قدرت خود را با ظرافت به کار می‌گیرند ، شما چطور؟

 

۱۸- مردانی که به‌خاطر حسادت و سوء‌ظن دست به خشونت می‌زنند، جایگاه واقعی خود را به‌عنوان یک «مرد» از دست می‌دهند.

 

۱۹- تا زمانی که با جسم و روح خود «آشتی» نکنید ، زیبایی‌های همسرتان را نمی‌بینید، اول آشتی با خود، بعد، داوری!.


موضوعات مرتبط: روانشناسی همسران(13)
[ شنبه هفتم شهریور 1388 ] [ 23:11 ] [ جعفر بهادري ]

           نحوه برقراری ارتباط والدین با نوجوان در سن بلوغ:

کاملاً روشن است که وقتی کودک شما به سنین نوجوانی می رسد، استقلال بیشتری طلب می کند. در این زمان برقراری ارتباط با او دیگر مانند گذشته کار ساده ای نخواهد بود؛ باید توجه داشته باشید که در این برهه از زمان ارتباط برقرار کردن با او از هر زمان دیگری مهم تر است.
شاید تصور کنید که او همچنان باید پایبند خانه باشد، اما او در حال حاضر مشغول انجام فعالیت های جدید در مدرسه است. برای خود سرگرمی های جدیدی درست می کند، و تمایل شدیدی به پیوستن به فعالیت های اجتماعی بزرگ از خود نشان می دهد. در این حالت وظیفه شما حمایت و پشتیبانی از اوست. در این میان محبت ورزیدن از اهمیت ویژه ای برخودار می باشد.
اگر موفق شوید یک چنین ارتباطی را با او برقرار کنید، یک حس اطمینان را در وجود او ایجاد می کنید و فرزند شما این اطمینان را پیدا می کند که می تواند پستی ها و بلندی های زندگی را در کنار شما و با وجود پشتیبانی و حمایت شما طی کند.

            انتظارات صحیح:

شاید در ابتدای دوره ی بلوغ، نوجوان حس خوبی نسبت به توصیه های شما نداشته باشد و احساس کند که نیازی به نصیحت هایتان ندارد. این احتمال وجود دارد که حتی گاهی اوقات زمانیکه مسئله ی مهمی را به او گوشزد می کنید، خوشش نیامده و ناراحت شود. در صورت بروز یک چنین شرایطی، کودک بیش از پیش به همکلاسی هایش اعتماد می کند و از شما تقاضای فضا و حریم خصوصی بیشتری می کند. به عنوان مثال ممکن است این تمایل را پیدا کند که در اتاقش بیش از هر زمان دیگری بسته باقی بماند.
شاید قبول یک چنین تغییراتی برای شما کار آسانی نباشد و نتوانید همه ی این دگرگونی های رفتاری را سریعاً هضم کنید، اما نگران نباشید انجام همه ی این کار ها صرفاً نشانه ای از افزایش حس استقلال طلبی در فرزند شما است و کاملاً طبیعی است. شما هم باید بندها را کمی آزادتر کنید و به او فضای بیشتری برای رشد بدهید. البته حتماً لازم نیست که به آنها اجازه دهید که به طور کامل از قید و بند محدودیت ها آزاد شوند و یکمرتبه خود را رها شده تصور کنند. شما هنوز هم نقش تاثیر گذاری در تعیین مسیر زندگی آنها دارید. فقط باید این مطلب را همواره در ذهن داشته باشید که نوجوان نابالغ شما بیشتر از روی کارهایی که انجام میدهید الگو برداری می کند تا از روی آموزش های مستقیمی که به او می دهید. بنابراین هر زمان که تصمیم به موعظه ی او می گیرید، سعی کنید کارهایی که مد نظرتان هستند را به عینه در مقابل او انجام دهید و سخنرانی را به زمان دیگری موکول نمایید.
برای او الگو باشید و زمانیکه انتظار دارید او کاری را انجام دهد، ابتدا خودتان آن کار را انجام دهید. در حین گفتگو با او اصل احترام متقابل را رعایت کنید، با او مهربان باشید، آداب غذایی سالم را برایش روشن کنید، و کارهای روزمره خانه را بدون گله و شکایت انجام دهید تا او هم یاد بگیرد که باید یک چنین برخوردی از خود نشان دهد. اگر برای او یک الگوی زنده و سالم باشید، دختر یا پسر نونهال از شما تبعیت کرده و مطابق خواسته هایتان عمل خواهند کرد.

         برخورد صحیح:

انجام برخی از کارهای کوچک و ساده می توانند ارتباط عمیقی میان شما و فرزندتان ایجاد نمایند. در برنامه های روزانه خود زمان کوتاهی را به انجام برخی کارهای خاص اختصاص دهید. کارهایی را انتخاب کنید که می توانید به کمک نوجوانتان انجام دهید و به آنها نشان دهید که برایشان اهمیت قائل هستید.
در این قسمت به چند نکته ی کاربردی در همین زمینه اشاره می کنیم:
۱:غذای خانوادگی: شاید غذا درست کردن کار آسانی نباشد، به ویژه پس از گذراندن یک روز بلند کاری. ولی صرف یک شام خانوادگی که در آن تک تک اعضای خانواده دور هم جمع شوند، ارزش زیادی دارد. بنابراین مانند تمام کارهای دیگری که در طول روز برای آنها برنامه ریزی می کنید، انجام این کار را نیز در اولویت قرار داده و ترتیب یک غذای خوشمزه را بدهید، حتی اگر امکان غذا درست کردن را هم ندارید و از بیرون غذای آماده تهیه می کنید، حداقل همه دور هم بنشینید و آن را میل کنید. در حین صرف غذا، تلویزیون را خاموش کنید و سعی کنید تلفن ها را جواب ندهید. اگر انجام روزانه ی این کار امکان پذیر نیست، سعی کنید در طول هفته یکی دو مرتبه کل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید. می بایست انجام این کار را جالب و جذاب جلوه دهید و همه ی افراد را در آماده سازی و تمیز کردن شریک کنید. انجام کارهای مشترک می تواند نزدیکی و اتصال بیشتری میان افراد خانواده ایجاد کند و برقراری ارتباط را تسهیل نماید. در این حال همه افراد نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا می کنند و خود را در یک کار تیمی شریک احساس می کنند.
۲:وقت خواب و شب بخیر: شاید دیگر لازم نباشد که فرزندتان را تا رختخواب بدرقه کنید. البته فراموش نکنید که خواب کافی در این زمان از اهمیت بالایی برخوردار است و به عنوان تضمین کننده ی رشد مناسب و سلامت جسمی نوجوان به شمار می رود. می توانید پیش از خاموش کردن چراغ ها در کنار هم بنشینید، کتاب بخوانید، اتفاقات مهمی که در طول روز برایتان رخ داده است را برای هم تعریف کنید، و در مورد برنامه هایی که برای فردا در ذهن دارید صحبت کنید. اگر احساس کردید که نوجوان نسبت به این مسئله حس خوبی ندارد، می توانید کل کارهای ذکر شده را به یک بوسه قبل از خواب و شب بخیر گفتن محدود کنید. اگر باز هم از این کار خوشش نمی آمد، فقط دستی به پشت او بکشید و بگویید شب بخیر.
۳:صرف وقت روزمره در کنار یکدیگر: نقاط مشترکی را پیدا کنید که به شما اجازه می دهند در کنار هم باشید. می توانید از او بخواهید تا با شما برای بیرون بردن حیوان خانگی به پارک بیاید. در حین شستن ماشین، درست کردن شیرینی، اجاره ی فیلم، تماشای برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه از او دعوت کنید که در کنارتان قرار بگیرد. همه ی این کارهای فرصت هایی هستند که به شما اجازه می دهند از وجود یکدیگر لذت ببرید. علاوه بر این زمانیکه نوجوان در یک چنین موقعیت هایی قرار می گیرد، احساس آرامش بیشتری پیدا می کند و این امر سبب می شود که چیزهایی را که در ذهن دارد راحت تر با شما در میان بگذارد و اگر مشکلی برایش پیش آمده با اعتماد بیشتری در مورد آن با شما صحبت می کند. دلیلش هم این است که وقتی شما مشغول انجام کاری هستید، لازم نیست نوجوان با شما ارتباط چشمی برقرار کند و این امر به نوبه خود سبب می شود که راحت تر حرف های دلش را با شما در میان بگذارد.
خلق لحظات خاص و فراموش نشدنی: این رسم را در خانواده بوجود بیاورید که سالانه موقعیت های خاص خانوادگی را جشن بگیرید –البته بجز تعطیلات و تولدها- در این زمان کلیه ی افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید و سالگرد آن اتفاق بخصوص را جشن بگیرید. این جشن می تواند به خاطر یک کارنامه درخشان یا بردن تیم فوتبال مدرسه باشد؛ به هر حال مسئله ای است که می تواند پیوند های عاطفی خانوادگی را محکم تر کند.
۴:اظهار علاقه: فکر نکنید که نشان دادن و گفتن این مطلب که به فرزند خود علاقمند هستد هیچ ارزشی برای او ندارد. انجام این کار به فرزندتان این اطمینان را می دهد که دوستش می دارید و از او مراقبت و محافظت می کنید. البته باید راهای درست نشان دادن علاقه را یاد بگیرید. این بدان معناست که ممکن است دختر و یا پسر شما نسبت به ابراز علاقه ی شدید آن هم در جمع و به صورت عمومی حس مثبتی نداشته باشد. شاید دوست نداشته باشد که مانند گذشته او را بغل کنید و یا ببوسید اما شما نباید این مسائل را به خودتان بگیرید، چراکه مواردی نیستند که نشات گرفته از کاستی های فردی شخصیت شما باشند، به هر حال اگر می خواهید به این شکل نسبت به او ابراز علاقه کنید بهتر است این کار را به زمانی موکول کنید که دوستانش آن اطراف نباشند و برای ابراز علاقه در جمع راههای دیگری پیدا کنید. یک لبخند و یا حتی دست تکان دادن می تواند با حفظ همه ی محدودیت های ذهنی نوجوان، عشق و علاقه ی شما را نسبت به او به ثابت کند. توانایی های منحصر بفرد نوجوان را تشخیص دهید و به آنها ارزش دهید. به عنوان مثال زمانیکه یک نقاشی زیبا می کشد بگویید: "کارت عالی است، خیلی هنرمندی" یا "تو در تمرین فوتبال خوش درخشیدی، از دیدنت در بازی تیم لذت می بردم"
۵:باقی ماندن در صحنه: در روند رشد فرزندتان حضور پرشوری از خود نشان دهید. با او همکاری و هماهنگی کنید تا بتوانید مدت زمان بیشتری در کنار هم بمانید و پیوندهای عاطفی محکم تری ایجاد کنید. لازم نیست حتماً مربی ورزش یا معلم ریاضی باشید تا بتوانید با او ارتباط برقرار کنید. شاید خود نوجوان هم ترجیح دهد که آموزش های تخصصی تر را از کسی به غیر از شما یاد بگیرد. هر چند وقت یکبار می توانید او را در انجام فعالیت های جانبی همراهی کنید، اما بقیه ی زمان ها که او تنها به تمرین می رود از او بخواهید در مورد تمریناتش با شما صحبت کند و با توجه کامل به حرف هایش گوش بدهید. باید به او کمک کنید تا در مورد ناراحتی ها و ناامیدی هایش خیلی راحت با شما صحبت کند. در مورد کوچک ترین شکست هایی که در زندگی برایش اتفاق می افتد با او همدردی کنید حتی اگر احساس می کنید مسئله ی مورد نظر هیچ ارزشی ندارد. نگرش و طرز برخورد شما نسبت به شکست ها سبب می شود که او راحت تر آنها را بپذیرد و به این ایدئولوژی برسد که شکست را باید پذیرفت و با آن کنار آمد. این امر جرات تلاش دوباره را در وجود او زنده می کند.
۶:خود را مشتاق نشان دهید: نسبت به ایده ها، احساسات و تجربیاتی که نوجوان در زندگی بدست می آورده علاقه نشان دهید و کنجکاوی کنید. اگر شما به حرفی که او می زند گوش بدهید، بهتر می توانید حمایت و هدایتی را که از شما طلب می کند، در اختیارش قرار دهید. البته کلیه این امور را باید بدون قضاوت های ناآگاهانه و هیچ گونه جبهه گیری خاصی انجام دهید. زمانیکه کودک با یک چنین واکنشی از جانب شما روبرو می شود، دفعه های بعدی که با مشکلی روبرو شد، خیلی راحت تر نزد شما می آید و مشکلاتش را با شما در میان می گذارد


موضوعات مرتبط: بهداشت روانی(11)
[ شنبه هفتم شهریور 1388 ] [ 0:11 ] [ جعفر بهادري ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
امکانات وب
User

آمارگیر حرفه ای سایت